عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران

قسمتی از متن پایان نامه :

5-2)حوزه مالی رفتاری[1]

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

با مشخص شدن بی قاعدگی ها و استثناهای مالی که در تعارض با پارادایم سنتی مالی قرار داشتند ، تردیدهای جدی در مورد روایی نظریه بازارهای کارا ایجاد گردید. این موضوع منجر به شکل گیری شاخه جدیدی در مطالعات مالی گردید که به حوزه مالی رفتاری معروف می باشد. موضوع مالی رفتاری در دو دهه اخیر به عنوان مهم ترین مبحث مالی بوده می باشد و توجه محققان مالی و اقتصادی در این زمینه در حال افزایش می باشد. در چند سال اخیر تعداد بیشتری از صاحب نظران مالی پذیرفته اند که انتظارات سرمایه گذاران از بازار کاملاً عقلایی نیست(هرش لیفر ، 2001).

از اندیشمندان بنامی که در توسعه دانش مالی رفتاری تأثیر داشته اند می توان از دی بونت[2] و تالر[3] نام برد. تالر در سال 1985 مدلی از رفتار مصرف­کنندگان ساخت و مفهوم حسابداری ذهنی را معرفی نمود. بسیاری، مقاله معروف دی بونت و تالر در سال 1985 که در آن فرضیه واکنش بیش از حد را ارائه کردند را آغاز مالی رفتاری می­دانند. آنها به این نتیجه رسیند که افراد بطور سیستماتیک به اخباری که از قبل انتظار آن را نداشتند، واکنش بیشتری نشان می دهند. آنها در مقاله 1987 شواهد دیگری برای موضوع واکنش بیش از حد پیدا کردند.

تا کنون تعاریف متعددی از مالی رفتاری ارائه شده می باشد که بعضی از آنها عبارتند از:

به نظر لینت نر[4] (1998)، مالی رفتاری به مطالعه چگونگی تفسیر و اقدام بر مبنای اطلاعات جهت انجام تصمیمات ساختاریافته سرمایه­گذاری توسط افراد می­پردازد.

به عقیده تالر (1993)، مالی رفتاری ادعا می­کند که گاهی اوقات جهت یافتن پاسخی برای معماهای مالی تجربی ضروری می باشد که این احتمال را بپذیریم که بعضی از عوامل در اقتصاد گاهی به گونه کاملاً عقلایی رفتار نمی­کنند.

اولسن[5] (1998)،  در تبیین خود از مالی رفتاری عنوان می­کند که مالی رفتاری کوشش نمی­کند نشان دهد رفتار عقلایی نادرست می باشد، بلکه در کوشش می باشد که کاربرد فرآیندهای تصمیم­گیری روانشناختی را در شناخت و پیش­بینی بازارهای مالی نشان دهد.

به گونه کلی می توان گفت مالی رفتاری ترکیبی از اقتصاد کلاسیک و مالی ، با روانشناسی و علوم تصمیم گیری می باشد که به دنبال تبیین و تشریح پدیده های غیر عادی نظاره شده در حوزه مالی می باشد.

در الگوی اقتصاد مالی سنتی فرض می گردد که تصمیم گیرندگان کاملاً عقلایی اقدام می کنند و همیشه به دنبال بیشینه کردن مطلوبیت مورد انتظار هستند. به بیانی دیگر دو پایه اصلی در پارادایم سنتی مالی ، عقلانیت کامل عوامل و تصمیم گیری های مبتنی بر بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار می باشد. در حالی که در مالی رفتاری عنوان می گردد که بعضی پدیده های مالی را احتمالاً می توان با به کارگیری مدل هایی که در آنها بعضی عوامل موجود در اقتصاد کاملاً عقلایی نیستند ، درک نمود. در بعضی مدل های مالی رفتاری ، عوامل باورهایی دارند که به گونه کامل صحیح نیستند و در غالب موارد چنین باورهایی ، ناشی از وجود اشتباه در به کار گیری قانون بیز می باشد. در بعضی از مدل ها نیز ، عوامل باورهای درستی دارند اما انتخاب هایی انجام می دهند که با بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار سازگار نیست. مالی رفتاری رویکرد استاندارد مبتنی بر فرضیه بازار های کارا را بی اعتبار می سازد(راعی و فلاح پور ، 1383).

ادبیات مالی رفتاری دو پایه اصلی دارد. یکی محدودیت در آربیتراژ که بر این اساس عنوان می گردد سرمایه گذاران به راحتی نمی توانند از فرصت های آربیتراژ بدست آمده بهره گیری نمایند. زیرا این کار مستلزم پذیرفتن بعضی ریسک ها می باشد. دومین پایه مالی رفتاری ، روانشناسی می باشد که با بهره گیری از آن رفتار و قضاوت سرمایه گذاران و هم چنین خطاهایی که اشخاص در هنگام قضاوت مرتکب می شوند، مطالعه می گردد( راعی و فلاح پور ، 1383). در ادامه هر یک از موارد مذکور به تفضیل مورد مطالعه قرار می گیرد.

1-5-2)محدودیت در آربیتراژ

یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت مالی آربیتراژ می باشد. آربیتراژ به عنوان خرید و فروش هم زمان اوراق بهادار یکسان یا کاملاً مشابه در دو بازار مختلف برای سود بردن از قیمت متفاوت آنها تعریف می گردد(شارپ و الکساندر ، 1990). فرضیه بازار کارا بر این مفروض قرار دارد که هر وقت فرصت آربیتراژی روی دهد ، بازار سریعا آن را شناسایی کرده و رفع می کند(هنس و همکاران[6] ،2006). شلیفر (2000) این مفروض را مورد سوال قرار می دهد: یکی از کلیدی ترین نیروهای بازار جهت دستیابی به کارایی ، آربیتراژ می باشد که ضغیف تر و محدود تر از آن می باشد که تئوری پردازان بازار کارا فرض می کنند.

در واقعیت فرصت های آربیتراژی به جهت عوامل متعددی نظیر وجود هزینه های معاملات ، محدودیت بر فروش استقراضی یا عمیق تر شدن قیمت گذاری غلط اوراق بهادار در کوتاه مدت، محدود می گردد.پ(هنس و همکاران ، 2006). در این قسمت به چهار منبع ریسک که باعث غیر جذاب شدن فرصت های آربیتراژ می شوند ، تصریح می گردد.

1-1-5-2)ریسک بنیادی[7]

بدیهی ترین ریسکی که آربیتراژ کننده با آن روبرو می باشد ، این می باشد که یک خبر بد در مورد متغیرهای بنیادی سهم مورد نظر باعث گردد که قیمت این سهم از چیزی که هست نیز پایین تر رود که این مساله منجر به زیان می گردد. البته آربیتراژ کنندگان به خوبی از این ریسک آگاه هستند و به همین علت می باشد که هم زمان با خرید سهام زیر ارزش ذاتی ، یک سهم جانشین را فروش استقراضی می کنند. مساله این می باشد که سهام جانشین در اغلب موارد یک جانشین کامل نیست ، که این امر خنثی کردن کامل ریسک بنیادی را غیر ممکن می سازد. فروش استقراضی ، آربیتراژکننده را تا حدی از اخبار بد در مورد صنعتی که سهم خریداری شده متعلق به آن می باشد ، مصون نگاه می دارد. با این تفاصیل ، آربیتراژکننده ، نسبت به خبرهایی که مربوط به خود آن شرکت می باشد، آسیب پذیر می باشد(راعی و فلاح پور ، 1383).

2-1-5-2)ریسک معامله گران اخلال گر[8]

در فرهنگ اصطلاحات مالی ، سرمایه گذاران غیر عقلایی غالباً به معامله گران «اختلال گر» معروف هستند. مقصود از ریسک معامله گران اختلال گر این می باشد که قیمت گذاری اشتباه که مورد بهره برداری آربیتراژ کنندگان قرار گرفته می باشد در کوتاه مدت بدتر می گردد. حتی اگر فرض کنیم سهامی که فروش استقراضی می گردد ، جانشین کاملی برای سهام خریداری شده باشد ، آربیتراژ کنندگاه هنوز با این ریسک مواجهند که سرمایه گذاران بدبینی که باعث زیر ارزش شدن این سهم شدند ، باز هم بدبین تر شوند که این باعث می گردد قیمت این سهم پایین تر نیز برود. البته در بلند مدت انتظار می رود قیمت ها به سمت ارزش های ذاتی همگرا شوند، پس آربیتراژ کنندگان در بلند مدت نگرانی کمی در مورد ریسک معامله گران اختلال گر دارند(راعی و فلاح پور ، 1383).

[1] Behavioral Finance

[2] D Bont

[3] Thaler

[4] Lintner

[5] Olsen

[6] Hens et al.

[7] Fundamental Risk

[8] Noise Trader Risk

[9] Implementation Costs

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش های پژوهش:

پرسش این پژوهش آن می باشد که آیا عدم اطمینان اطلاعاتی باعث تشدید واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران می گردد؟با در نظر داشتن آنکه برای مطالعه وجود واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران ، سودآوری راهبرد معاملاتی شتاب بایستی مورد مطالعه قرار گیرد پرسش های پژوهش را می توان به شکل زیر مطرح نمود :

1)آیا بین اندازه عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران ، مبتنی بر سودآوری راهبرد شتاب سود ، ارتباط مثبت معناداری هست؟

2) آیا بین اندازه عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران ، مبتنی بر سودآوری راهبرد شتاب قیمت ، ارتباط مثبت معناداری هست؟

پایان نامه عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران

پایان نامه عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری