ارتباط بین ریسک نقدشوندگی و بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

  • سنجه عدم نقدشوندگی آمیهود (2002)

مدل آمیهود یکی ازکامل ترین و متداول ترین شاخصهای نقدشوندگی می باشد که از سوی محققان (در صورت لزوم با اندک تغییراتی) به کار گرفته شده و معادل تغییرات مطلق قیمت نسبت به حجم معاملات می باشد. معیار عدم نقدشوندگی آمیهود از ارتباط زیر به دست می آید.

در این معادله R| | بیانگر قدر مطلق بازده یک سهم در روزd  از ماه t، vol  معادل حجم پولی معاملات سهم معین در روز  d ، از ماه  t و  Dمعرف تعداد روزهای معاملاتی در طی ماه t می باشد. اساساً این شاخص می تواند بر حسب داده های ورودی، برای دوره های زمانی مختلف مانند ماهانه، فصلی و غیره مورد بهره گیری قرار گیرد.

هر چه عدد به دست آمده برای ILLIQ  بالاتر باشد پایین تر بودن نقدشوندگی را نشان می دهد و بیانگر این می باشد که قیمت سهام در پاسخ به تغییر اندکی در ارزش معاملات، به اندازه قابل توجهی تغییر می یابد. در صورتی که قیمت یک سهم، در واکنش به حجم اندک معامله، تغییر زیادی داشته باشد، اندازه مدل آمیهود برای این سهم، بالا خواهد بود و بیانگر این می باشد که درجه نقدشوندگی این سهام پایین می باشد.

آمیهود (2002)  نشان می دهد که که اندازه عدم نقدشوندگی مورد انتظار بازار[1] می تواند تأثیر مثبت معنی داری بر بازده های مازاد سهام در آینده داشته باشد.

مدل آمیهود با وجود به کارگیری گسترده از سوی محققان، مانند سایر  مدل ها نقاط مثبت و منفی خاص خود را دارد. به عقیده طرفداران این مدل، اگرچه اندیشۀ مرسوم از نقدشوندگی بازار در ادبیات مالی اثر قیمتی می باشد که به صورت واکنش قیمت به یک مبادله در بازارهای حراج تعریف می گردد. با وجود این، محاسبۀ اثر قیمتی مستلزم داد ه های معاملات می باشد که معمولاً به آسانی قابل دسترسی نیست. به دلیل وجود چنین مشکلاتی، بهره گیری از نسبت بازده مطلق به حجم واحد پولی[2] که توسط آمیهود در سال 2002 معرفی گردید، به عنوان نماینده ای[3] برای اثر قیمتی به کار می رود که کارآیی بهتر آن برای داد ههای روزانه در مقایسه با سایر معیارها مشخص شده می باشد((Hasbrouk, 2003 .

مارسلو و کویروس (2007) چند مزیت را برای معیار عدم نقدشوندگی آمیهود برشمرد ه اند؛ مانند اینکه ادبیات نظری و پژوهش های پیشین دقت و صحت اندازه گیری این معیار را تأیید کرده اند و نیز دسترسی به داده های مورد نیاز برای محاسبات مربوط نسبتاً ساده می باشد. به علاوه، به عقیده آنان معیار آمیهود می تواند به عنوان معیاری برای سنجش اندازه باور سرمایه گذاران درمورد اطلاعات جدید باشد. به این معنی که وقتی سرمایه گذاران در باره قابلیت بهره گیری و اثرگذاری اخبار جدید اتفاق نظر داشته باشند قیمت سهام حتی بدون انجام معاملات هم بالاتر می رود در حالی که عدم اعتقاد سرمایه گذاران به تأثیرگذار بودن اخبار جدید چنین تأثیری بر قیمت ها بر جای نمی گذارد.

در عین حال به عقیده بعضی صاحب نظران، معیار آمیهود دارای چند نقیصه می باشد مانند اینکه این معیار قادر به تشخیص وتمایز بین تغییرات مطلق قیمت[4] که در اثر اطلاعات ناشی از رویدادهای معمول اتفاق می افتد و تغییرات قیمتی که به علت های دیگر رخ می دهد نیست. در حالی که رویدادهای مبتنی بر اطلاعات لزوماً نقدنشوندگی را نشان نمی دهد اما سایر رویدادها نقدشوندگی را نشان می دهند .(Lhabitant and Gregoriou, 2008)

به عقیده لیو( 2006) معیار آمیهود با وجود برخورداری از قابلیت بالا و به کارگیری گسترده توسط محققان، اکثراً اثر قیمتی را مد نظر قرار داده و به ابعاد دیگر نقدشوندگی مانند حجم، سرعت و هزینه معاملات کمتر توجه کرده می باشد .

به هر حال به عقیده بیشتر صاحب نظران، با وجود کاستی های موجود در هر یک از معیارهای مبتنی بر داده های روزانه بازار، به نظر می رسد که شاخص نقدشوندگی آمیهود از بصیرت و مطلوبیت بالاتری برخوردار می باشد که دلیل اصلی آن دسترسی به داده های کافی، واقعی و دقیق مورد نیاز هر مدل می باشد .(Lhabitant and Gregoriou, 2008)

همچنین، به عقیده چوی و یانگ( 2008)  که کارآیی معیارهای مختلف نقدشوندگی را در بازارهای سهام کره و آمریکا مورد مطالعه و مقایسه قرار داده اند معیار آمیهود را به علت های زیر می توان بهترین معیار دانست:

–  محاسبه آن نسبتاً ساده می باشد؛

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

–  قابلیت بهره گیری در اغلب بازارها را دارد زیرا داده های مورد نیاز مدل در دوره طولانی در بیشتر بازارها در دسترس می باشد؛

–  واکنش قیمتی به جریان سفارشات و تغییر قیمت هر دلار معامله را در نظر می گیرد، در نتیجه اثر قیمتی روزانه جریان سفارشات در مدل لحاظ می گردد؛

– همبستگی زیادی با سایر سنجه های نقدشوندگی از قبیل معیار آمیوست و شکاف نسبی دارد؛

– مفهوم اقتصادی این مدل مشابه مدل پاستور استامبا ( 2003) می باشد و در آن بازده ها بر حسب حجم معامله مقیاس بندی می شوند؛

به زعم این محققان، مدل آمیهود مفاهیم و ابعاد نقدشوندگی از قبیل مقدار معامله، هزینه معامله و اثر قیمت را در نظر می گیرد، اما مفهوم سرعت معامله را در محاسبات لحاظ نمی کند و به تعبیری این مدل در اقدام روزهایی که معامله انجام نمی گردد را در نظر نمی گیرد.

3    Expected Market Illiquidity

The Ratio of Absolute Return to Dollar Volume 1

2 Proxy

3 Absolute Price Changes

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • تبیین نظری و تئوریک مبانی ریسک ونقدشوندگی و چگونگی ارتباط آن با بازده غیرعادی یک سال پیش رو و پیش بینی بازده غیر عادی سهام،
  • مطالعه عوامل موثر بر بازده غیرعادی سهام شرکت ها،
  • مطالعه تأثیرات ریسک نقدشوندگی بر بازده غیرعادی سهام شرکت ها در صنایع مختلف بورس اوراق بهادار،
  • تبیین ارتباط ریسک نقدشوندگی شرکتها و پیش بینی بازده غیرعادی سهام یکسال پیش رو .

ارتباط بین ریسک نقدشوندگی و بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری