دانلود تحقیق و پروژه

رابطه بین مدیریت مشارکتی و اعتماد با توجه به رهبری خدمتگزار- قسمت …

مرتبط بودن مشارکت با کارکنان
آموزش کارکنان در باره مشارکت
فراهم آوردن نظام پاداش ، سهیم شدن در سود و دستاوردهای مشارکت
فراهم بودن امنیت شغلی
پی گیری نتیجه های بر خواسته از کوشش های مشارکت جویانه
وجود مشاوران شایسته و کاردان
۲-۲-۸ مفهوم مدیریت مشارکتی:
مدیریت مشارکتی عبارت از «به وجود آوردن فضا و نظامی توسط مدیریت که تمام کارکنان و مشتریان و پیمانکاران یک سازمان در روند تصمیم سازی ، تصمیم گیری و حل مسائل و مشکلات سازمان با مدیریت همکاری و مشارکت نمایند.
تاکید اصلی این نوع مدیریت بر همکاری و مشارکت داوطلبانه کارکنان ومشتریان و پیمانکاران است می خواهد از ایده او پیشنهاد ها و ابتکارات ، خلاقیت ها و توان فنی و تخصصی آن ها در حل مسائل و مشکلات سازمان در جهت بهبود مستمر فعالیت های سازمان استفاده کند. (شیخ محمدی و همکاران،۱۳۸۴،۴۰)
۲-۲-۹ تعریف مدیریت مشارکتی:
مدیریت مشارکنی یعنی مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم گیری ، دعوت از همه افراد به تفکر راهبردی و قبول مسئولیت فردی در قبال کیفیت کار و تولید ، حکایت و پاداش دادن به رفتار کارکنان که ارباب رجوع را راضی و عملکرد سازمان را بهبود می بخشد.(فیضی و همکاران ،۱۳۸۹،۱۰۷)
مدیریت مشارکتی فرایندی است که بر روی مشارکت افراد نابرابر ، به لحاظ سلسله مراتب اثر می گذارد.
مدیریت مشارکتی سیستمی است که کارکنان را به سمت مشارکت در تصمیمات اثرگذار بر زندگی شغلیشان، سوق می دهد.
مدیریت مشارکتی عبارت است از نگرش جامع برای طلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان و تقویت روحیه مشارکت در آن ها برای رفع مشکلات و بهبود مستمر در تمام امور سازمان و محیط کارکنان . در واقع اساس مدیریت مشارکتی ، ارتباط دایم متقابل و نزدیک بین مدیریت و کارکنان است . بنابراین مدیریت مشارکتی به فضای مشارکت افراد مشارکت جو در زمان مناسب برای انجام دادن کار مناسب است.
مدیریت مشارکتی فلسفه ای است که ایجاب می کند تصمیم گیری سازمانی چنان صورت گیرد که اطلاعات و درون دادها و مسئولیت به پایین ترین رده مربوز به آن تصمیم واگذار گردد.
۲-۲-۱۰ فلسفه مدیریت مشارکتی:
مدیران علاقمند به مدیریت به روش مشارکتی باید از مشارکت کارکنان در امور مختلف سازمان چه منظوری دارند و ایجاد اشاعه فرهنگ مشارکت در سازمان آن ها باید مبتنی بر چه معیاری باشد . در غیر این صورت و در صورتی که مدیریت ارشد یک سازمان تصویر روشنی در فلسفه مدیریت مشارکتی و پشتوانه نظری آن نداشته باشد ، این سبک مدیریت درمراحل اجرائی از مسیر اصلی منحرف شده و ساز کار به وجود آمده عملاً منجر به نتایجی که از پیش مدیریت در پی آن ها بوده نخواهد شد . بنابراین لازم است مبانی فلسفی در خصوص مشارکت را طبقه بندی کنیم تا امکان بهره برداری هر چه بیشتر از این سبک مدیریت فراهم آید.
محققان دریافتند که میل به مدیریت مشارکتی ، تحت تأثیر رفتارهای ترغیب کننده یا ناامیدکننده از سوی سازمان قرار دارد. تمایل یک مدیر به مدیریت مشارکتی یا تحت تأثیر ارزش سازمان قرار دارد. مدیران در سازمان ها ، در شرایطی که مشارکت رایجی وجود دارد، افراد زیردست را به سمت مشارکت در تصمیمات سوق می دهد از این رو ، هنجار ها و نگرش های فرهنگی ، تأثیر معنا داری بر تمایل به مشارکت دارند..(شادمان،۱۳۸۷، ۳۳)
بخش سوم:
۲-۳ رهبری خدمتگزار
ضرورت تاکید بر اعتماد عمومی و اعتماد درون سازمانی که روز به روز در حال کاهش است و همچنین الزام توزیع قدرت و توانمندسازی در کشورهایی که فراگرد دموکراتیزه شدن را طی میکنند، وجود رهبری خدمتگزار را ضروری ساخته است بدین منظور در این پژوهش از رهبری خدمتگزار به عنوان تعدیلگر استفاده شده است. گرین لیف رهبری خدمتگزار را چنین تعریف می‌کند: رهبری خدمتگزار روی خدمت‌رسانی به دیگران تأکید می‌‌کند و منافع شخصی را فدای منافع دیگران می‌کند تا افراد از درایت و اختیار و سلامت بیشتری برخوردار شوند و خودشان تبدیل به رهبرانی خدمتگزار گردند. رهبری خدمتگزار شامل چهار بُعد خدمترسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی است(قلیپور و همکاران،۱۳۸۸،۱۱۰).
۲-۳-۱ تعریف رهبری:
به توانایی تاثیر گذاری ، انگیزه دادن به افراد و مشارکت در اثر بخشی و موفقیت سازمان رهبری می گویند. رهبری علم و هنر است . هنر رهبری مربوط به مهارت درک شرایط و موقعیت های رهبری و تاثیر گذاری بر دیگران برای بدست آوردن اهداف گروهی است در تعریف دیگر به فرایندی که با نفوذ در افراد ، آنان را به طور داوطلبانه و خود خواسته در راستای وصول به اهداف گروهی به تلاش وا میدارد گفته می شود.
رهبری ، فرایند تغییر هدف داری است که از طریق آن رهبر و پیروان از طریق مقصود مشترک به هم می پیوندند و حرکت به سوی چشم انداز را آغاز می کنند.(نصر اصفهانی و نوری،۱۳۹۰)
گروهی رهبری را اثر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه توصیف کرده اند . و گروهی رهبری را نفوذ بر زیردستان بیان نموده امند . در تعریفی دیگر با تاکید بر روابط بین افراد ، رهبری نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان بیان شده است به عبارت ساده رهبری فرایند است که ضمن آن مدیریت می کوشد تا با ایجاد انگیزه و ارتباطی مؤثر انجام سایر وظایف خود رادر تحقق اهداف سازمانی تسهیل و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایفشان ترغیب کند.(الوانی ،۱۳۸۸

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

)
۲-۳-۲ تعریف رهبری خدمتگزار:
درک و عمل به گونه ای که منافع دیگـران را به تمـایل و عـلاقه شخصی خویش مرجح می داند.
( Laub , 2004,2)
گرین لیف[۸] رهبری خدمتگزار را چنین تعریف می‌کند: رهبری خدمتگزار روی خدمت‌رسانی به دیگران تأکید می‌‌کند و منافع شخصی را فدای منافع دیگران می‌کند تا افراد از درایت و اختیار و سلامت بیشتری برخوردار شوند و خودشان تبدیل به رهبرانی خدمتگزار گردند.
و همچنین در جایی دیگر در مورد رهبری خدمتگزار چنین بیان می کنند در مرحله اول با احساس طبیعی فرد برای خدمت شروع می شود پس انتخاب آگاهانه او را به اشتیاق به رهبری می کشاند ، تفاوت در مراتبی است که توسط خادم تجلی پیدا می کند و خادم در مرحله اول سعی می کند مطمئن شود نیازهای بسیارضروری کارمندان برآورده شده است . بهترین آزمایشرهبر خدمتگزار آن است که بررسی شود آیا مخدومان به صورت انسان رشد می کنند ، آیا آن ها به برکت خدمت شدن ،سالمتر، عاقلتر ، آزاد تر ، مستقل تر و متحمل تر برای مبدل شدن به خادمان می شود.
دراکر معتقد است که سازمان های آینده سازمان هایی هستند که به تساوی ، برابری و عدالت و انصاف اهمیت می دهند . سازمان هایی که در آن ها اصطلاحات رئیس و مرئوس کاربرد چندانی نداشته ، به کارکنان نیز ارزش همانند مدیران می دهند.(نادی و همکاران،۱۳۹۰،۳)
بنابراین در هبری خدمتگزار ، رهبر باید یک مجموعه از ذهنیاتی که مبتنی بر ارزش دادن به افراد و توجه به افراد است را داشته باشد . تمرکز رهبر در این سبک رهبری بر افراد و پیروان است. و رهبر باید علائق شخصی خود را زیر پا بگذارد در رهبری خدمتگزار محرک و انگیزه اولیه باید مطلوبیت برای خدمت کردن باشد.
رابرت گرین لیف برای نخستین بار مفهوم رهبری خدمتگزار را میان تئوری پردازان مدرن مدیریت بیان نمود .وی معنقد است رهبری خدمتگزار بر فلسفه خدمت رسانی استوار است. در حالی که تئوری سنتی رهبری بر مدل سلسله مراتبی همراستا بودند.دیدگاه سنتی به قدرت در بالای سازمان اشاره دارند دستورات را از بالا به پایین دیکته می کنند و پیروان در سطوح پایین به عنوان فقط یک عضو سازمانی ، ملزم به پیروی این دستورات هستند . این در حالی است که سازمان ها و دستگاهها دولتی امروز چنین شرایطی را ندارند .کارکنان از مدیران انتظار دارند که به آنان رهنمود دهند ، آنان را حمایت و تقویت نمایند . در آنها ایجاد اعتماد و انگیزش کنند تا به اهداف خود به نحوی مثبت دست یابند که این مهم از طریق رهبری خدمتگزار امکان پذیر است.
رهبران سنتی به دلیل نگرش های مستبدانه خود هرگز قادر به توانمندسازی پیروان نخواهند بود و این در حالیاست که رویکرد های جدید رهبران عالی بخصوص رهبری خدمتگزار به این امر توجه زیادی دارد.Patterson,2003,99))
گرین لیف معتقد است که به کار گیری رهبری خدمتگزار می تواند کمک بزرگی برای مدیران سازمان ها باشد . در خوشبیانه ترین حالت انگیزش اصلی و عمده برای رهبری باید تمایل به خدمتگزاری و خدمت رسانی به پیروان خود باشد و نه خودخواهی و نفع شخصی . رهبری خدمتگزار زمانی اتفاق می افتد که رهبران در روابط خود با پیروان ، موقعیت خدمتگزاری را بپذیرند . تا زمانی که قدرت بر تفکر رهبری حاکم باشد ما نمی توانیم به سمت استانداردهای بالای رهبری حرکت کنیم .باید خدمتگزاری را محور قرار بدهیم هرچند که مدت همیشه با رهبری همراه بوده است . ولی تنها استفاده شروع آن خدمتگزاری است.(حضرتی، ۱۳۸۷)
۲-۳-۳ تعریف مفهومی:
رهبران خدمتگزار رهبرانی هستند که منافع زیر دستان را در الویت و منافع سازمان را درالویت بعدی قرار
می دهند.
فلسفه راهبردی رهبری خدمتگزار نیز بر این اساس است که رویکرد های سنتی به سازمان باعث ایجاد موانعی در پرورش کارکنان مولد در سازمان ها می گردند و رهبران سنتی نیز به دلیل نگرش مستبدانه ی خود هرگز نخواهند توانست کارکنانی توامند داشته باشند و این در حالی است که رویکرد های جدید تأکید زیادی بر توانمند سازی منابع انسانی شده و توانمند سازی عامل محوری در رهبری عالی به خصوص رهبری خدمتگزار به شمار می رود.(Petterson.2003.100)
رهبران خدمتگزار بدین دلیل مورد اعتمادند که همدل و همنوا با پیروانی هستند که وی را قبول دارند ، سطح بالایی از اعتماد و احترام در موقیعت ها و شرایط وجود دارد که گروه اجتماعی از طریق خدمت به یکدیگر و همچنین مسئولیت « همه برای یکی و یکی برای همه» به وجود آمده است.
رهبران خدمتگزار اعتماد را از طریق زیر ایجاد می کنند:
احترام به تعهد و ثبات قدم

You may also like...