پایان نامه های سری دهم

فایل – شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش …

۶- اجرای تغییر مطلوب در طرح و برنامه درسی (اچسون و گال،۱۳۸۰).
به نظر روبین[۴۶] چهار عامل عمده در یک تدریس خوب مطرح است:
۱- احساس معلم در مورد اهداف۲- ادراک معلم در مورد دانشجو۳- دانش معلم در زمینه موضوع۴- بکارگیری روش ها توسط معلم (سرجیونی و استارات[۴۷] ، ۱۹۹۳).
به عبارت بهتر، در تدریس موثر، شاخص های زیر را باید در نظر داشت:
۱ـ نظریه و فعالیت شخصی معلم و محصل را با هم به کار گیرد. ۲ـ قانون های یادگیری را به کار برد. ۳ـ به دانش آموزان کمک کنیم هدفمند بیاموزد. ۴ـ از معلومات یا تجربه های دانش آموزان آغاز کند نه مجهولات. ۵ـ تفاوت های فردی را رعایت کند. ۶ـ قدرت های تفکر و استدلال را بر انگیزد. ۷ـ شاخص ها متناسب با پیشرفت های هر محصل در مهارت ها و توانمندی ها و عادت ها، معلومات و افکار باشد. ۸ـ دانش آموز را به فعالیت ها و تجربه های شخصی متعدد و متنوع وادار کند و موجب آمادگی همه جانبه آنان شود. ۹ـ فعالیت هایی را در بر دارد که مستلزم مقایسه و تشخیص و تحلیل و ترکیب اند. ۱۰ـ فرصت پرسش و پاسخ برای دانش آموزان ایجاد کند (شعاری نژاد،۱۳۸۰).
تایلور و فرانسیس[۴۸] (۲۰۱۰)، صلاحیت حرفه ای تدریس در آموزش عالی برای اعضای هیئت علمی را شامل: داشتن دانش پایه، آگاهی از فرایند تدریس و درک آن، داشتن مهارت در برقراری ارتباط، داشتن مهارت در سنجش و ارزشیابی ، همیاری و همفکری با دیگر همکاران و تدارک شرایطی برای حرفه ای تر شدن می داند و همچنین، کارآموزی را عامل مهمی در ارتقای شایستگی های حرفه ای تدریس در آموزش عالی معرفی می نماید.
اثربخشی کلی تدریس یک مدرس دانشگاه، در پرتو تقابل میان معیارهای کلی شامل طراحی تدریس، اجرای آموزش، مدیریت کلاس درس، روابط انسانی، ارزشیابی ویژگی های شخصیتی مطلوب، سنجیده و تعیین می شود. به عبارت دیگر مدرس اثربخش کسی است که با طرح درس از پیش تعیین شده در کلاس حضور یابد و به ارائه آموزش مؤثر مطابق با آن طرح درس بپردازد و در این راستا داشتن تسلط بر موضوع درس و متخصص بودن در آن زمینه، استفاده از روش های تدریس متنوع، شرکت دادن دانشجویان در جریان تدریس از طریق تعیین فرصت سخنرانی یا کنفرانس برای آنان، داشتن انتظارات بالا و معقول از فراگیران و مواردی این چنین را مد نظر قرار دهد. همچنین وی باید ضمن ایجاد محیطی شاد و جذاب در کلاس درس، در مقابل بروز بی نظمی های احتمالی برخورد مؤثر داشته باشد، روابط انسانی سازنده و متقابل خویش را با دانشجویان در فضای داخل و حتی خارج از کلاس حفظ نماید، با انجام ارزشیابی های صحیح و ارائه بازخورد به موقع، نواقص یادگیری فراگیران و حتی تدریس خود را رفع کند و در عین حال از شخصیت باثبات و صفات شایسته یک مدرس برخوردار باشد (عندلیب و احمدی، ۱۳۸۶).
کاشین (۱۹۹۹) هفت حیطه را برای ارزیابی تدریس شناسایی کرده که اطلاعات آن ها در ارزیابی تدریس مورد نیاز است: ۱- تسلط بر موضوع درسی ۲- برنامه درسی ۳- طرح درس ۴- شرایط سازمانی ایجاد شده توسط مدیریت ۵- ارائه آموزش ۶- ارزیابی یادگیری ۷- در دسترس بودن استادان .
منگز[۴۹] (۱۹۹۱) به عوامل متعددی در سطح دانشگاه اشاره می کند که با موضوعات تدریس و یادگیری و به تبع آن ارزیابی آموزشی اعضای هیئت علمی مرتبط هستند که ارزش بررسی و مطالعه را دارند. این عوامل به قرار زیر است:
۱- منابع یا مشوق های کمی در دانشکده ها برای تقویت مهارت های تدریس وجود دارند.
۲- بیشتر اعضای هیئت علمی، آموزشی نظام مند و کلی یا هیچ گونه آموزشی در تعلیم و تربیت و تدریس ندیده اند.
۳- فرصت های بررسی نظام مند برای مشاهده و بحث درباره آموزش با همکاران وجود ندارد.
۴- اثربخشی تدریس به سختی تعیین می شود و بازخوردها معمولاً به موقع برای اتخاذ هر تغییری صورت نمی گیرد.
۵- الگوهای عملی برای تدریس و پژوهش با هم در تضاد هستند. در بیشتر دانشگاه ها بر پژوهش بیش از تدریس تأکید می شود و بنابراین، انگیزه چندانی برای کار روی مهارت های تدریس وجود ندارد ( نقل از صفری، ۱۳۸۹).
اعمالی که در تدریس باید مورد توجه قرار گیرند (کنش های تدریس):
۱ـ انگیزش: یکی از نکات بسیار مهم در جریان یادگیری، وجود محرک برای یادگیری است. ۲ـ ارائه اطلاعات: یکی از هدف های تدریس وا داشتن شاگردان به کسب اطلاعات است. ۳ـ به جریان انداختن اطلاعات (پردازش داده ها): به منظور اطمینان یافتن از این که فراگیر در قسمت های مختلف، اطلاعات لازم را درک کرده است باید اطلاعات پردازش شود. این پردازش در سه مرحله انجام می شود، روشن سازی اطلاعات، تقسیم اطلاعات و مقایسه اطلاعات ۴ـ ذخیره سازی و اصلاح مجدد: ترکیب اطلاعات جدید و قبلی ۵ـ انتقال اطلاعات: ربط بر مسائل جدید ۶ـ کنترل و هدایت: هدایت عملکرد شاگردان (شعبانی، ۱۳۸۱).
۱۶-۱-۲- شیوه های تعیین معیارهای تدریس اثربخش
تحقیقات نشان داده اند که دانشجویان، اعضای هیأت علمی و مدیریت ها بر روی معیارهای تدریس اثربخش توافق دارند. این معیارها عبارت اند از: توانایی برانگیختن و ایجاد یک محیط یادگیری مثبت، ایجاد چالش های مناسب، توجه به نیاز دانشجویان، حساسیت به روش های متفاوت یادگیری دانشجویان و منصف بودن در ارزیابی می باشد (خیر، ۱۳۸۰).دانشگاه آمریکایی پوردو[۵۰] اصول زیر را جهت ارزشیابی تدریس در نظر گرفته است:
۱) نظام ارزشیابی باید شامل همه اعضای هیأت علمی و همه دروس باشد. با کمک این ارزشیابی باید به تدریس بهبود بخشید و این ارزشیابی فقط در زمان ارتقاء یا تبدیل وضعیت نباید انجام شود.
۲) نظام ارزشیابی باید به کارگیری ارزشیابی تکوینی و تراکمی را تقویت نماید. ارزشیابی تکوینی به اعضای هیأت علمی اطلاعاتی را می دهد که به آن ها در عملکرد فعلی آن ها یا تصحیح کمبودها کمک می کند. ارزشیابی تراکمی به تصمیم گیرندگان و مدیریت کمک می کند تا اطلاعات معتبر و پایایی را در خصوص عملکرد عضو هیأت علمی، در خصوص ارتقاء یا تبدیل وضعیت به دست آورند.
۳) نظام ارزشیابی باید شامل چندین منبع ارزشیابی باشد. ارزشیابی دانشجویی لازم است، ولی ارزشیابی همکاران و خود ارزشیابی نیز باید به کار گرفته شود.
۴) نظام ارزشیابی باید اساس منسجمی را برای مقایسه ارزشیابی های اعضای هیأت علمی داخل یک بخش فراهم نماید و این مقایسه را در جایی که لازم باشد امکان پذیر سازد.
۵) نظام ارزشیابی باید منبع با ارزشی در کمک به رشد حرفه ای اعضای هیأت علمی باشد. به عبارت دیگر این نظام باید کیفیت تدریس و یادگیری را بهبود بخشد و تعامل بین استادان را غنی سازد (همان منبع، ۱۳۸۰).
در پژوهش های مربوط به تدریس اثربخش و تعیین معیارهای مربوط به آن معمولاً از پرسشنامه ای محقق ساخته با تعدادی سوال که مشتمل بر دو بخش است استفاده شده است. بخش اول سوالات اطلاعات فردی و بخش دوم آن شامل سوالاتی است که عوامل مؤثر بر ارزشیابی استاد را تعیین می کند. در اکثر مطالعات و پژوهش های تدریس اثربخش سوالات را به چند بخش تقسیم کرده اند: برای مثال شکورنیا و همکاران (۱۳۸۴)، سوالات را به پنج گروه بر اساس نزدیکی مفاهیم تقسیم کردندکه به ترتیب عبارت بودند از: ویژگی های حرفه ای استاد که خود دارای زیر مؤلفه های شیوه بیان استاد، نحوه ارائه درس، توانایی در تفهیم درس و …. می باشد، ویژگی های علمی استاد که شامل توان علمی استاد، به روز بودن اطلاعات استاد و …است، ویژگی های فردی-اخلاقی استاد که شامل صبر و فروتنی و … است، ویژگی های دانشجویان در مورد در تکمیل پرسشنامه ها و دخالت دادن عوامل غیر مرتبط در ارزشیابی ها و … و ویژگی های فرایند ارزشیابی که شامل اجرای ارزشیابی در دانشگاه، مناسب بودن پرسشنامه و زمان ارزشیابی ها در دانشگاه است.
۱۷-۱-۲-عوامل موثر در تدریس
تدریس امر ساده‌اى نیست. معلم در تدریس با متغیرهاى متفاوتى سر و کار دارد. او سعى مى‌کند با دست‌کارى و کنترل متغیرهاى مختلف، وضعیتى بوجود آورد که یادگیرى حاصل شود. شناخت و کنترل همه عوامل و متغیرهاى دخیل کار آسانى نیست و شاید بتوان گفت غیرممکن است. بدون شک، در ایجاد محیط یادگیرى عواملى همچون ویژگى‌هاى معلم و شاگرد، ساخت نظام آموزشی، محتواى آموزشى و ده‌ها متغیر دیگر مى‌تواند مؤثر باشد. بدیهى است که معلم نمى‌تواند همه عوامل مذکور را تحت‌کنترل درآورد. ممکن است سؤال شود اگر کنترل همه عوامل مذکور امکان‌پذیر نباشد، معلم چگونه مى‌تواند شرایط مطلوب را با توجه به دخالت متغیرهاى متعدد و غیر قابل ‌کنترل، بوجود آورد. در پاسخ به چنین سؤالى باید گفت: درست است که معلم نمى‌تواند همه متغیرهاى دخیل را تحت‌کنترل قرار دهد، اما شناختن چنین عواملى او را قادر خواهد ساخت که در تنظیم فعالیت‌هاى تدریس، تصمیمى آگاهانه بگیرد. اگر معلم از نظریه‌هاى تدریس – یادگیرى شناخت دقیق و علمى داشته باشد، قوى‌تر و دقیق‌تر مى‌تواند در ایجاد وضعیت مطلوب یادگیرى فعالیت کند.(کریاکو،۱۳۸۷)از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف- ویژگی‌های شاگردان و تأثیر آن در فرایند تدریس

یک مطلب دیگر:   عمره تمتع از دیدگاه مذاهب خمسه- قسمت ۶

آگاهى از فرایندهاى شناختى شاگردان در سنین مختلف از ضرورى‌ترین وظایف معلم است؛ زیرا فرایند شاگرد، علایق، میزان انگیزش، بلوغ عاطفی، سوابق اجتماعى و تجارب گذشته از عواملى هستند که همواره در روش کار معلم در کلاس اثر مى‌گذارند. شاگردان صفات زیادى مانند راست‌گویی، دروغ‌گویی، شهامت، ترس، اضطراب، پرخاشگری، تلاش و بسیارى از صفات مطلوب و نامطلوب را با خود از خانواده به درون مدرسه مى‌آورند. اگر معلمى تصور کند بدون شناخت شاگردان و بدون آگاهى از فرایند رشد ذهنی، عاطفى و اجتماعى آنان و حتى بدون همکارى والدین مى‌تواند در اداى وظایف آموزشى موفق باشد، سخت در اشتباه است. (ظهور،۱۳۸۱)
معلم نمى‌تواند بدون توجه به ویژگى‌هاى شاگردان، آنان را به کار کردن وادارد و به عبارت دیگر، کار را بر آنان تحمیل کند؛ زیرا فعالیت‌هاى عقلی، اخلاقى و اجتماعى شاگرد تابع اراده معلم نیست. تدریس معلم باید بر اساس نیاز، علاقه و توانایى‌هاى ذهنى شاگردان تنظیم شود. البته این بدان معنا نیست که شاگردان هر چه دلشان خواست مى‌توانند انجام بدهند، بلکه به این معناست که فعالیت و کار مدرسه باید مورد علاقه و دلخواه شاگردان باشد. آنان باید خود شخصاً عامل باشند، نه اینکه اعمال و وظایف از طرف معلم بر آنان تحمیل شود. قانون علاقه یا رغبت که بر کارکرد فکرى بزرگسالان حاکم است، به طریق اولی درباره کودکان و شاگردان مدارس نیز صادق است، بویژه اینکه علایق کودکان هنوز از انتظام و اتحاد لازم برخوردار نیست.(همان منبع،۱۳۸۱)
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...