پایان نامه های سری دهم

شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش دانشگاهی …

معلمانی تدریس اثر بخش دارند که به گونه ای مناسب، اهدافی را که مستقیم یا غیر مستقیم با یادگیری دانش آموزان مرتبط است، دنبال می کنند و جهت دستیابی به اهداف آموزشی دانش و مهارت های مورد نیاز را به دست می آورند تا بتوانند از آن ها در زمان مناسب به شیوه ی مطلوب مورد انتظار به کارگیرند. که در این جا بعضی از ویژگی های یک تدریس اثر بخش را یادآور می شویم.
الف-آمادگی کامل: معلم برای یک تدریس خوب، خود از یک طرف باید از نظر جسمی، روحی و روانی و علمی آمادگی داشته باشند و از طرف دیگر مقدمات لازم برای استفاده از زمان تدریس را با آماده کردن شاگردان و فضای کلاس فراهم کند تا از این طریق کلاس درس به نحو مطلوبی اداره شود.
ب-داشتن طرح درس: طراحی آموزشی یا طرح درس، شامل تصمیم گیری در مورد عناصر برنامه و ارتباط آن ها با یکدیگر است. طرح درس چار چوب کاری معلم را معین می کند. و هدف از طرح درس، استفاده بهینه از زمان، تصمیم گیری در مورد مضمون و مراحل تدریس و ایجاد شرایط لازم شکل بخشیدن به یادگیری است.
پ-استفاده از شیوه های مناسب تدریس: اثر بخش ترین معلمان، کسانی هستند که می توانند روش های تدریس خود راتغییر دهند، یعنی روش های تدریس آن ها، آن قدر انعطاف پذیر است که می تواند به سهولت با موفقیت های مختلف تطبیق پیدا کند. در یک جلسه تدریس الزاماً نباید از یک روش تدریس استفاده شود بلکه باید از شیوه های متعددی برای تدریس موضوع مورد نظر استفاده شود. بنابراین معلم باید بر روش ها و شیوه های گوناگون تدریس، مسلط باشد و با توجه به وضعیت و مقتضیات کلاس درس از روش های خاصی استفاده کند( نیکنامی،۱۳۷۷).
ت – مشارکت دانش آموزان در فرایند یادگیری:معلم باید همه دانش آموزان را درتمام مراحل تدریس، اعم از شروع تدریس، ارائه وخلاصه کردن و… فعالانه شرکت دهد تا اداره کلاس به شکل مطلوبی صورت گیرد بدین طریق، دانش آموزان مطالب مورد نظر را به خوبی فرا می گیرند، زیرا دانش آموزان هستند که یادگیری را محقق می سازند. برای تحقق این امر، لازم است معلم برای دانش آموزان فرصت فعالیتهای علمی نظیر: تجربه، آزمایش و مشاهده را مهیا کند، آنان را برای مشارکت در بحث های کلاس و سایر فعالیت های جمعی ترغیب کند و اجازه دهد تا در یادگیری خود سهیم شوند. بدین معنا که باید به دانش آموزان اجازه داد درباره آن چه یاد می گیرند و نیز درباره ی شیوه های یادگیری خود سهیم باشند.
ث- نظارت مداوم برکلاس :
معلم باید توجه داشته باشد که نگاه خود را عادلانه در بین فراگیران تقسیم کند، زیرا فراگیران بخشی از مطالب درسی را از طریق ارتباط چشمی با معلم خود فرا می گیرند.
ج- تسلط بر مطالب تدریس:
اگر معلم احاطه کامل بر موضوعات درسی داشته باشد و برای شاگردان از نظر علمی شخص مهمی جلوه کند، شاگردان توجه خاصی به سخنان وی خواهند داشت، لذا تسلط معلم بر مطالب نقش موثری در پاسخگویی او به سئوالات شاگردان خواهد داشت.
چ- استفاده بهینه از وقت:
معلم باید به گونه ای وقت کلاس را تنظیم نماید که وقت او بیهوده تلف نگردد. بعداً نیاز به کلاس های فشرده جبرانی نباشد. او بهتر است از مطالب غیر ضروری پرهیز نماید و طبق زمان بندی بر اساس سر فصل تهیه شده تدریس کند.
ح- استفاده از رسانه های کمک آموزشی :
معلمان شایسته است که برای یادگیری بهتر در محیط آموزشی رسانه های مناسب با تدریس خود را انتخاب کرده و در جهت تهیه آن ها و یا ساختن آن اقدامات لازم را با همکاری مسئولان به عمل آوردند. تنوع در مواد و وسایل و منابع آموزشی، روش ها و تکنیک ها و فضای آموزشی از سوی آموزش را از حالت یکنواخت و خسته کننده خارج می سازد و به آن جذابیت وگیرایی می بخشد از سوی دیگر شرایط بهتری برای نوعی تکرار مفید در ارائه محتوا، مفاهیم ، اصول وروش های علمی مورد نظر فراهم می آورد.
خ- به کار گرفتن حواس و مهارت ها و توانایی های مختلف یادگیرندگان:
تحقیقات روان شناسی یادگیری و علوم تربیتی بر نقش حواس مختلف در یادگیری اشاره دارد یعنی گر چه بخشی از یادگیری از طریق حس شنوایی انجام می شود ولی بخش عمده دیگر از طریق بینایی ممکن است. حواس دیگری چون لامسه، بویایی و چشایی نیز به سهم خود در یادگیری انسان موثر است. بنابراین اظهارات انجام شده، برای افراد طبیعی، حس بینایی نقش اساسی تری در یادگیری دارد، پس از آن شنوایی، حواس دیگر در مرتبه بعدی قرار دارند (کریاکو، ۱۳۸۷).
۱۵-۱-۲- ویژگی های تدریس اثربخش
هرگونه ارزیابی از فرایند تدریس، مستلزم مقایسه آن با الگوی تدریس مطلوب است. حتی اگر مدرسان نسبت به یکدیگر مورد ارزیابی قرار گیرند، مقایسه با الگوی تدریس مطلوب مورد نظر ارزیاب، اولویت دارد. فرنچ[۴۲] و وندل[۴۳] (۱۳۷۲) ده ملاک شامل: تجزیه و تحلیل روش مطالب درسی، ایجاد علاقه مندی، ایجاد تفکر در دانشجویان، گسترش علایق، تأکید بر مطالب مهم، به کار بردن روش های مفید و مناسب آموزشی، ایجاد انگیزه برای انجام کارها، دانش کافی، انتقال نقطه نظرهای جدید و استفاده از مثال های خوب را جهت ارزیابی اثربخشی فعالیت های استادان دانشگاه مورد توجه قرار می دهند.
برای ارزشیابی مدرس اهداف زیادی را برشمرده اند که از مهمترین آن ها کمک در جهت اصلاح و بهبود روش و فعالیت های آموزشی خود ، کمک به مدیران و مسئولان در جهت تصمیم گیری های مناسب درباره استخدام، ترفیع، ارتقاء و مانند این ها است. در واقع ارزشیابی مدرس فرایندی است که از آن حداقل برای دو منظور ارتقاء و بهبود کیفیت تدریس و آموزش و تصمیم گیری های شغلی مانند انتخاب، گزینش، تداوم اشتغال و ارتقاء استفاده می گردد. بنابراین تردیدی نیست که این ارزشیابی اقدامی ضروری و سازنده است. متخصان ارزشیابی مدرس، برای مقاصد مختلف ارزشیابی روش های گوناگونی را ابداع کرده اند که عمده ترین آن ها مصاحبه برای گزینش، مشاهده از کلاس درس، نظرسنجی از دانشجویان، یادگیری دانشجویان، خود ارزیابی، ارزشیابی به وسیله همکاران و ارزشیابی توسط مسئولین دانشگاه می باشد. البته هر یک از این روش ها دارای معایب و مزایایی بوده و نظرات موافق و مخالف در مورد هرکدام وجود دارد. ارزشیابی مدرس یکی از انواع ارزشیابی های آموزشی و به عبارتی از پیچیده ترین انواع آن بوده و علت این پیچیدگی کم اعتباری و بی دقتی وسایل و روش های اندازه گیری و سنجش مورد استفاده در این نوع ارزیابی است، زیرا هیچ یک از منابع اطلاعاتی و روش های ذکر شده، اطلاعات دقیق و بی غرضانه ای را که برای یک ارزشیابی سالم ضروری هستند به دست نمی دهد و در عین حال نتایج حاصل از این نوع ارزشیابی دارای اهمیت است ( معزی و همکاران، ۱۳۸۸).
اگر این باور صحیح باشد که وظیفه تدریس در آموزش عالی از جمله وظایف خطیر و با اهمیت است، توجه به این وظیفه و چگونگی اجرای آن، عوامل مؤثر بر آن و نیز حیطه هایی که این وظیفه در آن ها صورت می گیرد، از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. بعلاوه، با توجه به اهمیت حیاتی تعلیم و تربیت دانشجویان در نظام آموزشی، توجه به امر آموزش و تدریس، روش های اجرایی و نیز عوامل مؤثر در بهبود و افزایش اثربخشی آن بیش از پیش جلوه گر می شود. با توجه به اهمیت تدریس و نقش زیربنایی آن در دستیابی به اهداف آموزشی در حیطه های نظری و عملی، تأکید بر تدریس مؤثر به صورتی که بتواند دستیابی به اهداف را فراهم نماید امری مسلم و بدیهی است (صالحی عمران و قنواتی، ۱۳۸۹).میلر و میلر حیطه های مهارتی که اثربخشی کار یک مدرس را تعیین می کنند را موارد زیر می دانند:
الف) صلاحیت و توانایی فنی (علم و مهارت در درس مورد آموزش)
ب) صلاحیت و توانایی حرفه ای (آگاهی از برنامه ریزی، ارائه و ارزیابی آموزشی)
ج) صلاحیت شخصی (ویژگی های شخصی و رفتاری مؤثر در فرایند تعلیم و تربیت) (نقل از عندلیب و احمدی، ۱۳۸۶).
روزنشاین و فورتس[۴۴] (به نقل از صالحی عمران؛ قنواتی، ۱۳۸۹)، نه ویژگی را برای معلمانی که نتایجشان بهتر از نتایج شاگردان معلمان دیگر است، ذکر کرداند:
۱- بیان روشن
۲- استفاده متنوع از مطالب و روش ها
۳- شور و شوق داشتن
۴- رفتار آموزشی مطابق با وظیفه و کار آموزشی
۵- پرهیز از عیبجویی و انتقادات تند و خشن
۶- سبک تدریس غیرمستقیم
۷- تأکید بر محتوای آموزشی مورد نظر در طرح آزمون معیاری پیشرفت تحصیلی
۸- استفاده از مطالب ساخت دهنده ای که به بررسی وقایع می پردازد که رخ داده یا قرار است رخ دهد
۹- طرح پرسش با توجه به سطوح چندگانه شناختی.
اچسون و گال[۴۵] معتقدند: معلم مؤثر کسی است که هر یک از وظایف تدریس را در سطحی رضایت بخش انجام دهد. این وظایف عبارتند از:
۱- فراهم ساختن آموزش برای دانش و مهارت های تحصیلی
۲- فراهم ساختن جو آموزشی برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به محیط آموزشی و نسبت به خود در فراگیران
۳- تطبیق دادن آموزش با تفاوت های فردی، فرهنگی و خانوادگی
۴- فعال کردن فراگیران در جریان تدریس – یادگیری
۵- اخذ تصمیمات و طرح های درست

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...