پایان نامه های سری دهم

سامانه پژوهشی – عمره تمتع از دیدگاه مذاهب خمسه- قسمت ۱۵

۴-۳- مسائل میقات
میقاتهای معروف عبارتند از: الف مسجدشجره ( ذو الحلیفه، آبارعلی)، ب: جحفه، ج یَلَمْلَمْ،
د قرن المنازل.
شیعه امامیه: مُحرم شدن قبل از میقات جایز نیست. اگر کسی قبل از رسیدن به مواقیت معروفه محرم شود، احرام او صحیح نیست؛ مگر آنکه قبل از میقات با نذر محرم شود. پس احرام قبل از میقات، فقط بانذر صحیح است (مناسک حج محشّی،۱۳۸۲ش، مسأله۲۱۷ ،ص۱۲۱).
حنفیه: افضل آن است که حاجی قبل از میقات (خصوصاً از وطن) محرم شود ( ابن قدامه حنبلی، ۱۳۶۴ش، ج ۲، ص ۲).
شافعیه: احرام قبل از میقات صحیح است؛ ولی افضل محرم شدن از میقات است. قول دوم شافعی: افضل احرام قبل از میقات است (شافعی، ۱۴۰۳ق، ج ۲، ص ۱).
مالکیهکسی که اراده کرده محرم شود، قبل از میقات لباس احرام را بپوشد، سپس هنگامی که به میقات یا محاذات میقات رسید، نیت احرام کند؛ لیکن اگر قبل از میقات نیت احرام کرد، مُحرم میشود و لازم است محرمات احرام را مراعات کند (سید محمد بن علوی مالکی، ۱۳۶۳ش، ص ۶).
حنابله: احرام قبل از میقات جائز است واحرام فردی که قبل از میقات محرم شده، صحیح است واحکام احرام بر او ثابت میشود (ابن قدامه، بیروت، ج ۳، ص ۲).
ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: رسو ل الله (ص) “ذوالحلیفه ” را برای اهالی مدینه، “جحفه” را برای اهالی شام، “قرن المنازل” را برای اهالی نجد و “یَلمَلم ” را برای اهالی یمن بعنوان میقات (محل بستن احرام) مقرر فرمود. میقاتهای یاد شده هم برای ساکنین فوق الذکر و هم برای کسانی که از آن نواحی، برای حج و عمره می روند, معین شده است. و کسانی که بعد از میقات ها، قرار دارند از هر جا که بخواهند می توانند احرام ببندند. تا جایی که برای اهل مکه شهر مکه، میقات است (محمدبن اسماعیل بخاری، ۱۴۰۱ق، مسئله ۱۵۳۰).
۴-۳-۱ – احرام
۴-۳-۱-۱- مسائل احرام
به اتفاق جمیع مذاهب، احرام رکنی از ارکان عمره و حج است. روایات منقول از طرق عامه و خاصه گواه این مطلب می باشد.
احرام اوّلین عملی است که ناسک باید آن را انجام دهد، چه قصد عمره تمتع داشته باشد و یا حج تمتّع.
واجبات احرام سه قسم است: نیّت ، تلبیه ، پوشیدن دو جامه احرام
نیّت: جمیع فقها نیّت را شرط تحقق احرام میدانند، از این رو به سخن پیامبر اکرم (ص) استدلال کرده اند که فرمود: «انّما الاعمال بالنیّات، لکل امرء مانوی» بدون شک اعمال انسانها، به نیت های آنان بستگی دارد، طبعاً هر کس هر نیّتی داشته باشد، به همان خواهد رسید. بنابراین اگر از روی غفلت یا بیهوشی محرم شود، احرامش باطل خواهد بود.
طبق فتوای حنفیان، به مجرّد نیّت، تا مادامی که تلبیه نگفته شروع در احرام محقق نخواهد شد(عبدالرحمان جزیری،۱۴۰۶ق، ص ۲۱۴).
ولیکن شیخ طوسی در خلاف از حنفیان چنین نقل میکند: تا تلبیه نگوید و یا سَوْق هدی نکند احرام محقق نمی شود (ابن رشد،۱۲۹۸ق، ج۱، ص۴۳۲).
و امّا به فتوای شافعیان و حنابله، به مجرّد نیّت، احرام محقق میشود (شاکر عامری،۱۳۸۶ش،ج۱، ص۱۱۶).
به فتوای مالک: احرام، با نیّت مقترن به فعل یا قولی که مربوط به حج باشد محقق میشود؛ مانند لبیّک گفتن و یا توجه به طریق: به اینکه این راه به سوی خانه خدا می رود.
نظرات فقهی شیعه: امّا فقهای شیعه در این مسأله فتاوی مختلفی دارند:
اوّل: علامه حلّی در کتاب مختلف الشیعه در مسأله تأخیر احرام از میقات، چنین میگوید: به مجرد نیت، تا زمانی که تلبیه نگفته باشد، احرام محقق نمیشود، هر چند که دو جامه احرام را پوشیده باشد.
زیرا به نظر وی ماهیت و حقیقت احرام، از نیّت، تلبیه و پوشیدن دو جامه احرام، ترکیب شده است. بنابراین اقتضای این ترکیب آن است که، احرام بدون تحقق همه اجزائش، محقق نمیشود.
دوّم: ابن ادریس بنا به نقل شهید در شرح خود معتقد است: احرام از نیّت و تلبیه ترکیب شده است و پوشیدن دو جامه احرام در ماهیّت آن هیچ گونه مدخلیتی ندارد. بنابراین به نظر ایشان ماهیّت احرام، به مجرد نیّت، تا زمانی که تلبیه نگفته است، محقق نمیشود.
سوّم : از ظاهر کلام شیخ در مبسوط چنین استفاده میشود که وی، احرام را عبارت از نیّت میداند. بنابراین حقیقت احرام به مجرّد نیّت تحقق پیدا میکند و امّا پوشیدن دو جامه احرام و تلبیه به فتوای ایشان، از واجبات غیر رکنی احرام می باشد.
چهارم: از روایات باب احرام نیز استفاده میشود که: احرام با گفتن تلبیه موجود میشود و امّا پوشیدن دو جامه احرام و نیّت از واجبات احرام است. و لذا ماهیت احرام که آثاری نیز بر او مترتب است، آن زمان تحقق پیدا میکند که تلبیه را گفته باشد.
و ابن ابى عمیر از حمّاد بن عثمان روایت کرده است، که گفت: به امام صادق علیه السّلام گفتم: من قصد آن دارم که با تمتّع به عمره بسوى حجّ نائل گردم. بنا بر این چگونه باید نیّت کنم، و در نیّت خود چه بگویم؟ امام فرمود: میگوئى: «اللّهُمَ إنِّی أُریدُ التَّمَتُّعَ بِالعُمرَۀِ إلیَ الحَجِّ عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّۀِ نَبِیَّکَ».
خدایا من به پیروى از کتاب تو و سنّت پیمبر تو قصد تمتّع بعمره بسوى حجّ دارم. و اگر بخواهى خواسته خود را در دل میگذرانى (شیخ صدوق، ۱۴۰۴ق، حدیث ۲۵۶۰).
۴-۳-۱-۱-۱ – مکان نیّت
به فتوای امامیه : کسی که میخواهد محرم شود، واجب است همزمان با شروع احرام، نیّت کند و اگر در اثنای احرام نیت کند، کفایت نمی کند. و نیز واجب است در نیّت خود نوع احرام را معیّن نماید، به این که برای حج محرم میشود یا برای عمره، و اگرحج است باید تعیین کند که حج تمتع یا قران و یا افراد است؟ و همچنین نوع عمره را نیز معین کند. و سرانجام باید معلوم باشد که حج را برای خودش انجام میدهد، یا برای دیگری نایب شده است؟ و چنانچه حج واجب است، حَجّه الاسلام یا غیر آن را هم معین کند. به هر شکل اگر احرام را نیّت نماید، ولی نوع آن را معیّن نکند و یا تعیین را، به زمان دیگری موکول کند، حج وی باطل خواهد بود.
و به فتوای مالکیان و حنابله، تعیین نوع حج، مستحب است ( عبدالرحمن جزیری،۱۴۰۶ق، ص ۲۱۴- ۲۱۵).
ولیکن شافعی در یکی از دو فتوای خود چنین میگوید: چنانچه احرام را مقیّد به نوع خاصی از حج یا عمره نکند بهتر است، بنابراین اگر در نیّت احرام، مناسکی از حج را نیّت کند ولی نوع آن را (حج یا عمره) معیّن نکند، در این صورت احرام و اعمالش، هر دو صحیح هستند، ولیکن بعداً میتواند نیّت را به هر کدام از حج یا عمره، که بخواهد برگرداند ( عبدالرحمن جزیری،۱۴۰۶ق، ص ۲۱۵) و سپس اتفاق کرده اند چنانچه در نیّت احرامش بگوید: برای همان چیزی که فلانی احرام بسته، من هم محرم می شوم، در صورتی که نیّت مذکور (یعنی حج یا عمره) معین باشد، صحیح خواهد بود (همان منبع).
۴-۳-۱-۱-۲-لبیک گفتن
دومین واجب از واجبات احرام، گفتن لبّیک است. که به اتفاق جمیع فقها در احرام معتبر است، لیکن در وجوب و استحباب آن اختلاف دارند.
امامیّه به وجوب تلبیه فتوا میدهند و انعقاد احرام (در حج یا عمره) با یکبار، لبّیک گفتن، محقق نمیشود، بلکه باید تا چهار بارتکرار کند و دلیل امامیّه روایاتی است که در آنها به گفتن تلبیه امر شده و صیغه امر هم ظهور در وجوب دارد، ولی کسی که قصد انجام حج قران دارد، بین لبیک و یا تقلید و اشعار مخیّر است.
و در روایت حریز آمده است که چون رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) محرم شد، جبرئیل نزد او آمد، و گفت: اصحابت را به‏ «عجّ» و «ثجّ» مأمور کن، پس عجّ بانگ برآوردن به لبّیک، و ثجّ قربانى کردن اشترانست (شیخ صدوق، ۱۴۰۴ق، حدیث ۲۵۷۹).
حنفیان گرچه در این فتوا از امامیه متابعت کرده اند، ولیکن در بعضی جهات با هم اختلاف نظر دارند. آنان معتقدند: تلبیه و یا آنچه را که جانشین آن میشود مانند سوق هدی، یکی از شرائط احرام است در حالی که امامیه فقط تلبیه را واجب میدانند.
و امّا به فتوای مالکیان: که قبلًا ذکر شد معتقدند: احرام محقق نمیشود مگر با نیّتی که مقترن به قول یا فعلی باشد که مربوط به حج است مانند تلبیه گفتن و یا توجّه و التفات به طریق به طوری که بداند: این راه به مکّه ختم میشود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...