پایان نامه های سری دهم

تحقیق – عمره تمتع از دیدگاه مذاهب خمسه- قسمت ۸

سرّ نامیدن صفا به نام «صفا» و مروه‏ به اسم «مروه»
حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، فرمودند: صفا را به این خاطر صفا خوانده‏اند که: مصطفى و برگزیده شده آدم بود که بر کوه صفا هبوط کرد لذا از اسم آدم (یعنى از کلمه مصطفى) نامى و اسمى براى کوه اتخاذ شد و دلیل بر این که آدم مصطفى است آیه شریفه:
 
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ‏ (خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید) مى‏باشد و چون حوّا بر کوه مروه فرود آمد این کوه را به این نام خواندند چه آنکه مرأه یعنى (زن) که حوّا باشد بر آن نازل گردید پس براى کوه نامى از اسم مرأه اتخاذ گردید (محمد بن علی جعفر،۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۸۷).
امام سجاد علیه السلام فرمودند: آیا مى‌دانى معناى تردّد بین دو کوه صفا و مروه چیست؟  یعنى خدایا! من بین خوف و رجا به سر مى‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است که فقط بترسم و هیچ امید نداشته باشم و نه آنچنان است که همه امید باشد و هیچ ترس نباشد. این تردّد بین صفا و مروه همان تردد بین خوف و رجاء است.
در وقت هروله کردن در میان صفا و مروه، قصد کن دور شدن از خواهشهاى نفسانى را، و برى بودن از حول و قوّت خود را. یعنى: که به مدد و یارى جناب عزّت، و به حول و قوّت او، گذشتم از همه خواهشهاى نفسانى، و دورى نمودم از همه اغواهاى شیطانى ( جعفر بن محمد صادق ، ۱۳۴۳ش، ص۱۶۸).
سعى صفا و مروه به ما مى‏گوید: قدر این آئین و مرکز توحید را بدانید افرادى خود را تا لب پرتگاه مرگ رساندند تا این مرکز توحید را امروز براى شما حفظ کردند. به همین دلیل خداوند بر هر فردى از زائران خانه‏اش واجب کرده با لباس و وضع مخصوص و عارى از هر گونه امتیاز و تشخص هفت مرتبه براى تجدید آن خاطره‏ها بین این دو کوه را بپیماید. کسانى که در اثر کبر و غرور حاضر نبودند حتى در معابر عمومى قدم بر دارند و ممکن نبود در خیابانها به سرعت راه بروند در آنجا باید بخاطر امتثال فرمان خدا گاهى آهسته و زمانى” هروله‏کنان” با سرعت پیش بروند و بنا به روایات متعدد، اینجا مکانى است که دستوراتش براى بیدار کردن متکبران است (مکارم شیرازی ، ۱۳۸۲ش، ج۱،ص۵۴۳).
۲-۳-۱-۵ -تقصیر
تقصیر به این معانی است:
۱.کوتاه کردن ناخن یا موی سر
۲.کوتاه کردن عمل عبادی
۳.کوتاهی در عمل
تقصیربنابه قول معروف و مشهور از واجبات عمره مفرده و حج، و عملی عبادی است؛ از این‌رو، قصد قربت در آن شرط است.
۲-۳-۱-۵-۱- زمان تقصیر
تقصیر باید پس از سعی باشد، هرچند لازم نیست فوراً تقصیر کند، ولی تا وقتی که تقصیر نکرده است، هیچکدام از محرمات احرام بر او حلال نمی شود.
۲-۳-۱-۵-۲- مکان تقصیر
تقصیر، مکان معینی ندارد، گرچه اکنون متعارف است که بعد از سعی بر مروه تقصیر می کنند.
یادآوری می شود که به تازگی در کنار مروه محوطه ای مسقف اضافه کرده اند برای افرادی که سعیشان به پایان می رسد و برای تقصیر توقف می کنند، تا محل دور زدن مردم بر مروه شلوغ نباشد.
فصل سوم
فقه و مذاهب خمسه
۳-۱-فقه
فقه : در لغت به معنى فهم است، اما فهم عمیق
فقه احکام:« فهم دقیق و استنباط عمیق مقررات عملى اسلامى از منابع و مدارک مربوطه»
فقها در تعریف فقه این عبارت را به کار برده اند:
الفقه هو العلم بالاحکام الشرعیه الفرعیه عن ادلتها التفصیلیه.
یعنى فقه عبارت است از علم به احکام فرعى شرع اسلام (یعنى نه مسائل اصول اعتقادى یا تربیتى بلکه احکام عملى) از روى منابع و ادله تفصیلى (حسن بن زین الدین، ۱۳۷۲ش،ص۲۲).
۳-۱-۱- فقه در اصطلاح علما
کلمه فقه به تدریج، در اصطلاح علما، به خصوص فقها، فقط به «فقه الاحکام» اختصاص یافته است و امروزه از کلمه «فقه» فقط مسائل عملی اسلام از واجب و حرام و مانند آن‌ها به نظر می‌آید. به عبارتی علمای اسلام با الهام از برخی روایات، تعالیم اسلامی را به سه بخش »عقاید«، »اخلاق« و»احکام و قوانین عملی« تقسیم کرده‌اند. آنان کلمه «فقه» را فقط در مورد «احکام و قوانین عملی اسلام» به کار برده‌ اند.
۳-۱-۲ – اهمیت فقه و فقیه
پیرامون ارزش و اهمیت علم فقه شبهه‌ای وجود ندارد، زیرا فقه شامل علمی است که قوام دین و دنیا و نظام معاش و معاد وابسته به‌ آن است. با علم فقه است که انسان درمی‌یابد چه وظیفه‌ای در برابر خالق و پروردگار خویش دارد و با علم فقه است که انسانها حرام خدا را از حلال خدا تشخیص می‌دهند (صافی گلپایگانی،۱۳۷۹،ص۶۹).
و جایگاه فقیه و مراجع دینی در بین مسلمانان بویژه شیعیان مشخص است چنانکه حضرت امام خمینی رحمه الله می‌فرماید»: ولایت جامعه اسلامی از زمان غیبت کبری از سوی شارع مقدس به فقیهان عادل و پارسا تفویض شده و هر زمانی که یک فقیه عادل توانست حکومت اسلامی را تأسیس کند، بر همه مردم و حتی دیگر فقها لازم است که از وی تبعیت کنند».
همین‌طور حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه می‌فرمایند: «چون چنین فقیهان و مراجعی نایب امام زمان هستند، همه اختیارات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیه السّلام ـ را در امر حکومت دارا هستند و این گونه نیست که اختیارات فقیه در دایره محدودی باشد بلکه او صاحب ولایت مطلقه است.
۳-۱-۳ – حکم تکلیفی و وضعی
حکم تکلیفی آن است که به انگیزه وادار ساختن، یا نهى کردن، یا مجاز شمردن براى مکلّف از سوى خداوند قرارداده مى‏شود. حکم تکلیفى مباشرهً و بدون واسطه به افعال بندگان تعلّق مى‏گیرد و مربوط به جنبه‏هاى مختلف زندگى بشر اعمّ از اجتماعى، عبادى، خانوادگى یا … مى‏شود (محمدباقر صدر،۱۳۷۵ش، ص۶۶-۶۵).
همچنین هر حکمى که جدا از احکام پنج گانه تکلیفى باشد، حکم وضعى نامیده می شود،( سیدابوالقاسم خوئی، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۳۸۳٫)در عین‏حالى که وضع آن (همانند حکم تکلیفى) به خداوند مربوط مى‏شود(محمدباقر صدر،۱۳۷۵ش، ص ۱۰۰) مانند «زوجیّت»، «ملکیّت»، «ولایت» و در عرف عقلا نیز این احکام وجود دارد.
۳-۲-تقسیم تفصیلى
علماى امامیّه( سید محمد تقی حکیم،۱۳۸۹، ص ۵۴)وهمچنین شافعیه، مالکیه و اکثر حنابله(ابن قدامه المقدسی ،۱۳۸۱ش، ج ۱، ص ۱۰۳)، حکم تکلیفى را پنج گونه دانسته‏اند: وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و اباحه که خلاصه و جوهرۀ این اقسام همان دو قسم بالا- الزامى و غیر الزامى- است، ولى حنفیّه تکالیف را به هفت(ابن قدامه المقدسی ،۱۳۸۱ش، ج ۱، ص ۱۰۳) یا هشت (محمد تقی حکیم، ۱۳۸۹، ص۶۳) نوع تقسیم نموده‏اند. آنان در کنار وجوب، قسم دیگرى بنام «فرض» ذکر کرده‏اند و در کنار حرمت، «کراهت تحریمى» را بر شمرده‏اند و بین آن و کراهت اصطلاحى (کراهت تنزیهى) فرق گذاشته‏اند و نیز «سنّت مؤکّده» و «سنّت غیر مؤکده» را در بحث استحباب مطرح کرده‏اند. در مورد هر یک از احکام تکلیفى سه بخش مجزّا از هم وجود دارد:

یک مطلب دیگر:   عمره تمتع از دیدگاه مذاهب خمسه- قسمت ۱۰

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...