پایان نامه های سری دهم

مدل های تحلیل پوششی داده ها با حضور داده های نامطلوب- قسمت ۴۴

مطالعه موردی و رتبه‌بندی شاخص سلامت پایدار کشورها
مطالعه موردی و رتبه‌بندی شاخص سلامت کشورها
از سال ۱۹۹۰، هر ساله گزارشی با نام گزارش توسعه انسانی توسط کمیته برنامه توسعه سازمان ملل متحد منتشر می‌شود و در آن کشورها در شاخص‌های مختلفی مانند شاخص‌های آموزشی، بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، سیاسی و… مورد مقایسه قرار می‌گیرند. در اولین گزارش توسعه انسانی ،در سال ۱۹۹۰ آمده است: مردم، یعنی مردان و زنان، ثروت واقعی هر ملتی را تشکیل می‌دهند[۸۲] (گزارش توسعه انسانی[۸۳]، ۱۹۹۰). هدف توسعه، خلق شرایطی است که مردم بتوانند در آن از عمر طولانی و زندگی سالم و سازنده‌ای بهره‌مند شوند. انتشار این گزارش کمک می‌کند تا مردم دوباره در مرکز توجه توسعه جای گیرند. در گزارش توسعه انسانی، کشورها را بر اساس میزان شاخص توسعه انسانی به گروه‌های کشورهای با توسعه انسانی بسیار زیاد، کشورهای با توسعه انسانی زیاد، کشورهای با توسعه انسانی متوسط و کشورهای با توسعه انسانی کم تقسیم می‌کنند. بنابراین مفهوم شاخص توسعه انسانى دستیابى به بیش‌ترین توانایی‌های پایه انسانى یعنى داشتن عمرى طولانی، آگاه بودن و لذت بردن از یک زندگى خوب و استاندارد را منعکس مى‌کند. لذا براى نشان دادن ابعاد ذکرشده، سه متغیر انتخاب‌شده‌ است. شاخص توسعه انسانى بسیار جامع‌تر از درآمد سرانه مى‌باشد، درآمد، تنها وسیله‌اى براى توسعه انسان به شمار مى‌رود نه خود آن؛ همچنین تمامى زندگى انسان، درآمد نیست. شاخص توسعه انسانى بر مسائلى فراتر از درآمد تمرکز دارد و درآمد را ابزارى، براى رسیدن به زندگى استاندارد و خوب به حساب مى‌آورد. لذا شاخص توسعه انسانى نسبت به درآمد، تصویر جامع‌ترى از زندگى انسان ارائه مى‌کند. شاخص HDI[84] نشان‌دهنده میزان رفاه و آسایش و همچنین میزان رضایت مردم از محیط زندگی خود نسبت به کشورهای مختلف جهان میباشد؛ برای مثال در آخرین رتبه‌بندی این شاخص، ایران دارای رتبه ۷۶ و در دستهی دوم قرار دارد. شاخص HDI به نام شاخص توسعه انسانی در تمام کشورها مورد استفاده و بسیار مورد اعتماد میباشد. در محاسبه این شاخص، از سه شاخص اجتماعی اقتصادی مهم، به نام شاخص های سلامت، دانش و درآمد استفاده میکنند و برای استفاده از شاخص سلامت ،میزان امید به زندگی در بدو تولد را معیار قرار میدهند (گزارش توسعه انسانی، ۱۹۹۰ و ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲)
مشخص است، محاسبه سلامت هر جامعه امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر میباشد. سلامت، تأثیر بسزایی در میزان رشد جامعه به سمت پویایی خواهد گذاشت. اگر بتوان سلامت و شاخص آن را، در یک جامعه به صورت جزئی و در دورهی زمانی کم مشاهده نمود؛ آنگاه مسئولان در هدایت و نحوه سرمایهگذاری در بخشهای مختلف سلامت جامعه هوشیارتر خواهد بود. همان طور که گفته شد؛ سازمان ملل امید به زندگی را به عنوان شاخص سلامت هر کشور، در محاسبه شاخص HDI آن کشور قرار میدهد؛ هر چند امید به زندگی سهم به سزایی در سلامت دارد اما این شاخص به تنهایی نمیتواند، شاخص خوبی برای معرفی سلامت جامعه باشد؛ زیرا این شاخص به همراه کارهای مسئولان جامعه در سلامت، به عواملی مرتبط است که مردم و دولتها در آن اثرگذار نیستند. برای مثال؛ در کشوری چون سویس به خاطر هوای تمیز و پاک، امید به زندگی بالا میباشد اما نمیتوان گفت که بالا بودن امید به زندگی، تماماً به خاطر مدیریت صحیح مسئولان کشور سویس در بخش سلامت بوده است؛ در مقابل کشور قطر، به خاطر خشکی و گرم بودن بیش از حد آب و هوایش انتظار میرود که امید به زندگی در این کشور پایین باشد اما به خاطر تلاشهای بسیار مسئولان این کشور، امید به زندگی در این کشور بسیار بالا میباشد. لذا میتوان گفت که امید به زندگی در کشور قطر بیشتر مدیون تلاشهای دولت و مسئولان است، از اینرو فقط قرار دادن امید به زندگی به عنوان سلامت نمیتواند عامل خوبی برای سلامت جامعه باشد. البته عواملی همچون سرانه درآمد ملی، جمعیت، تراکم جمعیت، مساحت کشورها و …، در سلامت تأثیرگذار میباشد که در این گزارش به آن‌ها اشاره نشده است[۸۵].
با توجه به توضیحات بالا، در این رساله سعی شده است که برای محاسبهی ، شاخص سلامت کشورها از روشهای DEA با در نظر گرفتن سه معیار اصلی زیر، استفاده شود:
امید به زندگی
نیروی انسانی خدمات دهنده در حوزه سلامت
شاخصهای مرتب با سلامت
شاخص توسعه انسانى
شاخص توسعه انسانی توسط دو اقتصاددان شرقی به نامهای محبوبالحق پاکستانی وآمارتیاسن هندی ارائه گردید؛ این شاخص مرکب از نشانگرهائى که سه بعد را ارائه مى‌دهند: طول عمر (امید به زندگى در بدو تولد)، آگاهى (میزان باسوادى بالغین و متوسط سال‌هاى تحصیل) و درآمد (سرانه درآمد ناخالص داخلى واقعى در قدرت خرید – به دلار). به عبارت دیگر شاخص توسعه انسانى (HDI) شاخصی ترکیبی برای سنجیدن موفقیت هر کشور، در سه معیار پایه زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش و معرفت و سطح زندگی[۸۶] میباشد (گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۰).
ارزش عددى شاخص توسعه انسانى، بین صفر تا یک است. کشورهای با HDI بین ۰٫۸ تا یک به عنوان کشوری با توسعه انسانی بالا، کشورهای با HDI بین ۰٫۵ تا ۰٫۸ به عنوان کشورهای با توسعه انسانی متوسط و کشورهای با HDI کمتر از ۰٫۵ به عنوان کشورهایی با توسعه انسانی پایین محسوب میشوند. ارزش شاخص توسعه انسانى نشان مى‌دهد، هر کشورى چه مقدار از مسیر را براى رسیدن به بالاترین ارزش ممکن یعنى یک، طى کرده است، همچنین این شاخص امکان مقایسه بین کشورها را فراهم مى‌کند.
ضرورت تغییر نگرش در HDI
به خاطر انتقادهایی که در ذیل آمده است جامعه به یک روش قابل اطمینان و دقیق که تمام عوامل را در نظر بگیرد نیاز دارد، لذا باید نگرشی جدید در محاسبه HDI ایجاد نمود.
در یک تحقیق محاسبه‌ی HDI برای یک نمونه از ۱۵۰ کشور جهان نشان می‌دهد که، HDI همبستگی بسیار بالایی با لگاریتم GDP سرانه دارد پس لزومی برای به کار بردن شاخصی جدید نیست.
شاخص‌های مورد استفاده برای ارزیابی رتبه توسعه انسانی کشورها هنوز بسیار خام هستند تا بتوانند وضعیت واقعی کشورها را تعیین کنند. این شاخص شامل سه مؤلفه اقتصادی، وضعیت سلامت و وضعیت سوادآموزی و تحصیلات است. برای مؤلفه اقتصادی درآمد سرانه را قرار می‌دهند که شاخص بسیار خام و ناقصی برای تعیین وضعیت توسعه‌یافتگی یک جامعه است.
در اندازه‌گیری این شاخص به محیط‌زیست توجه نشده است، درحالی‌که این مفهوم در زندگی انسان بسیار مهم است.
اندازه‌گیری این شاخص‌ها بیهوده است، زیرا در اندازه‌گیری شاخص‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی خودبه‌خود این شاخص‌ها هم اندازه‌گیری می‌شوند.
در تعیین این شاخص‌ها بیشتر مهم است که هر کشوری چه جایگاهی دارد و میزان توسعه انسانی در جهان مشخص نمیباشد.
برای خوشبختی فرمول‌های فیزیکی، زیست‌شناختی، روانی، عاطفی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و… لازم است؛ درحالی‌که HDI فقط بخش بسیار کوچکی از این موارد یعنی؛ امید به زندگی، سطح سواد بزرگ‌سالان و آموزش و پرورش را شامل می‌شود.
با توجه به انتقادات، لازم است نگرشی جایگزین نگرش فعلی شود که تمام حالات ممکن و شرایط ممکن یک کشور، در محاسبه شاخص HDI تأثیرگذار باشد[۸۷].
سلامت:
سلامت چه به صورت فردی و چه جمعی، بیتردید از مهمترین ابعاد مسائل حیات انسان است. سلامت، شرطی ضروری برای ایفای نقشهای اجتماعی است و همهی انسانها در صورتی میتوانند فعالیت کامل داشته باشندکه هم خود را سالم بدانند و هم جامعه آن‌ها را سالم بداند. در ادبیات اقتصاد، بهداشت یا سلامت انسان، یک سرمایه تلقی میگردد و امور بهداشتی و درمانی با عملکرد خود به افزایش سطح سلامت انسانها و یا به جایگزین کردن سلامت از دست رفته به دلیل بروز بیماری و یا حوادث میپردازد. نظام سلامت یکی از بخشهای عمده هر کشوری است که از اقتصاد کشور و تعیینکنندهی آن تأثیر میپذیرد؛ به نحوی که حکومتهای مختلف جهان، از جمله موفقترین خدمات خود را بهینه‌سازی و ارائهی مناسب خدمات بهداشتی و درمانی میدانند؛ به طوری که اگر در کشور یا جامعهای مسئله بهداشت و درمان به درستی حل و فصل نشود، این نقصان را به عنوان یکی از نقاط ضعف دولت می بینند[۸۸].
سازمان جهانی بهداشت [۸۹]WHO
سازمان جهانی بهداشت، یکی از آژانسهای فنی تخصصی مربوط به سازمان ملل است که نقش یک مرجعیت سازمان دهنده را بر بهداشت جامعه جهانی ایفا می‌کند. این آژانس باهدف همکاری برای تقویت سلامت همه مردم جهان، در ۹ آوریل سال ۱۹۴۸ در ژنو تأسیس شد و حکم سرپرستی و منابعش را از سازمان بهداشت سابق که خود آژانسی در جامعه ملل بود گرفت.WHO علاوه بر هماهنگ شدن تلاش‌های بین‌المللی برای پایش بیماری‌های عفونی، مانند مالاریا و ایدز از برنامه‌هایی برای پیشگیری و درمان چنین بیماری‌هایی حمایت می‌کند. در بیانیه ماموریت سازمان جهانی بهداشت آمده است: ((هدف سازمان جهانی بهداشت دستیابی همه آحاد مردم به بالاترین سطح ممکن سلامت میباشد)). سلامت، همان‌گونه که در نظامنامه سازمان تعریف شده است، یک وضعیت کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی رفاه است و تنها به معنی نبود بیماری یا ناتوانی نیست[۹۰].
دستهبندی اطلاعات سلامت بر طبق سازمان ملل:
سازمان جهانی بهداشت، اطلاعات شاخص سلامت را به ۱۳ بخش ذیل تقسیم نموده است:
۱- مرگ‌ومیر و بهداشت عمومی ۲- عدالت، نظارت، بر بهداشت ۳- سیستمهای بهداشت ۴- سلامت شهری ۵- زنان و سلامت ۶- تعداد موارد مالاریا ۷- تعداد مرگ‌ومیر ناشی از مالاریا ۸- بیماریهای غیر مسری ۹- بیماریهای عفونی ۱۰- بهداشت محیط ۱۱- ایمنی جاده ۱۲- اهداف توسعه هزاره MDGs 13- استفاده از مواد مخدر[۹۱]
که هر یک از این بخشها خود شامل زیر بخش‌های متعدد میباشند؛ برای مثال، بخش سیستمهای بهداشت به شش زیر بخش تقسیم‌شده؛ این زیربخشها خود به عاملهای جزییتر تقسیم میشوند. همان طور که قبلاً اشاره شد سازمان ملل، برای محاسبه شاخص HDI از امید به زندگی در بخش سلامت استفاده میکند که این امر سبب در نظر گرفته نشدن، بسیاری از عوامل واقعی جامعه مورد نظر میشود. عواملی همچون خدمات دولت در شاخص سلامت، میزان بهداشت زنان، بیمارستانها و مراکز بهداشت، میزان مصرف مواد مخدر و … که با در نظر گرفتن امید به زندگی به عنوان شاخص سلامت بسیار کمرنگ خواهند شد. نگاه جزییتر به این شاخصها در محاسبه شاخص HDI باعث دقیقتر شدن اطلاعات و نتایج، در سلامت خواهد شد. برای مثال فرض کنید میزان مصرف مواد مخدر بهطور مستقیم در شاخص سلامت مورد بررسی قرار گیرد؛ این موضوع سبب این میشود در مدت زمان کمتری ،میزان شاخص دچار تغییرات شود؛ لذا دولت یا مسئولان زودتر به فکر حل این مشکل خواهند افتاد. اگر بخواهند تمام مسائل را در شاخص سلامت مورد بررسی قرار دهند نیاز روشهای وزن دهی برای ایجاد وزن بین زیر شاخص‌ها خواهند داشت، روشهایی مانند AHP، AHP/DEA و … را میتوان برای این امر استفاده نمود.
جامعه تحت بررسی
در این پایاننامه به خاطر حضور کشور ایران در منطقه خاورمیانه، عضویت در منطقه چشمانداز و همچنین مقایسه کشور جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه، جامعه تحت بررسی کشورهای موجود در منطقه چشمانداز میباشند[۹۲].
دادههای مورد استفاده
با توجه به عوامل مورد بررسی در این پایاننامه اعم از نرخ طلاق، بیکاری و … میتوان گفت در این مطالعه موردی، مسائلی از شاخص کیفیت زندگی، شاخص اجتماعی کشورها به همراه سلامت در قالب یک ایده مورد تحقیق قرارگرفته‌اند لذا میتوان نام شاخص پایداری سلامت را بر این مطالعه موردی برگزید.
امید به زندگی
امید به زندگی به تنهایی سهم به سزایی در سلامت یک جامعه دارد؛ این شاخص، یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه، چند سال عمر می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و درمانی بهبود یابد امید به زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب‌ماندگی کشورهاست. مطابق آمار سازمان ملل کشورهای ژاپن با ۸۵ و هنگ‌کنگ، ایسلند، سویس و استرالیا به ترتیب در جهان مقام‌های اول تا پنجم را با حدود ۸۲-۸۵ سال دارند که از میانگین جهانی ۲۲ درصد بالاتر است. کشورهای سوازیلند، موزامبیک، زیمباوه، سیرالئون و لسوتو نیز به ترتیب در پایین‌ترین رده قرار دارند. امید زندگی در این کشورها حدود ۴۲ سال است که ۳۸ درصد کمتر از میانگین جهانی است[۹۳].
معمولاً تحلیلگران سنین انسانها را به بازه‌های ۴ ساله تقسیم نموده و امید به زندگی را در این سنین یعنی کمتر از ۱ سال، بین ۱ تا ۴ سال، بین ۵ تا ۹ سال، … تا بزرگ‌تر از ۱۰۰ سال محاسبه میکنند منظور از امید به زندگی در شاخصها و دادههای آماری امید به زندگی در بدو تولد میباشد. جدول (۴-۱) مربوط به دادههای امید به زندگی در بدو تولد کشورهای منطقه است.
جدول ‏۴‑۱- امید به زندگی در منطقه

یک مطلب دیگر:   عمره تمتع از دیدگاه مذاهب خمسه- قسمت ۱۸

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...