پایان نامه های سری دهم

تحقیق – مقایسه حافظه کوتاه مدت،دقت و تمرکزحواس کودکان ۱۰ و۱۱ساله موسیقی آموخته و نیاموخته۹۰- قسمت ۹

موسیقی جهان شمول است و اگر خواسته باشیم در موسیقی عنصری را بیابیم که حامل این جهانشمولی در ذاتی ترین شکل آن باشد و نوعی تداوم و اشتراک را از قدیمی ترین و ساده ترین اشکال موسیقی گرفته تا جدیدترین و پیچیده ترین اشکال آن نشان دهد در نهایت تنها به یک عنصر می رسیم. می توان ادعا کرد ذات موسیقی را می سازد و آن صداست. اگر نقاشی را بتوان در آخرین تحلیل به نگار یا تصویر خلاصه کرد موسیقی را نیز در ریشه دارترین شکل آن باید تنها یک صدا دانست. انسان از آغاز پیدایش خود در جهانی نگارین و گویا زندگی کرده و شکل گرفته است،پس فرهنگ نیز پدیده ای است که همواره با نگارها(شکل ها)و آواها(صداها)مشخص می گردد «در اسطوره شناسی انسانی،صدا مکانی ویژه دارد که از ابتدای انسانیت در بالاترین موقعیت ها قرار داشته است،در بسیاری از اساطیر آفرینش جهان با یک صدا آغاز شده است. صدایی که آفریدگار را با یک سرود،یک کلام،یک فریاد،یک خنده،یک آه …. از خود برمی آورده است. صدا در اسطوره شناسی فرهنگ های مختلف مانند هندوچین نیز بار بزرگی را حمل می کند این امر را باید بازتابی از حضور کارکرد موسیقی با صدا در زندگی انسان ها دانست. رشد و توسعه شناخت موسیقی در همراهی با تفکر اجتماعی انسان ها صورت گرفت از این رو زمانی که در نیمه قرن نوزدهم علوم انسانی در شکل نوین خود پا به عرصه وجود گذاشتند موسیقی شناسی نیز می توانست به مثابه علمی حتی قدیمی تر از شناخت انسان ها مطرح شود(فکوهی،۱۳۷۸).
در فرهنگ های سنتی موسیقی نه تنها با تمام شئون زندگی مردم ارتباط داشته و امروز هم به شکل کم رنگتر هنوز ارتباط دارد بلکه با تمام هنرها مرتبط است. در فرهنگ های سنتی موسیقی با ادبیات شفاهی و بعضاً ادبیات کتبی با نگارگری،هنرهای نمایشی و اسطوره ها و آئین های مذهبی و غیرمذهبی پیوند دارد(درویشی،۱۳۸۴).
قطع ارتباط موسیقی با زندگی مردم ابتدا از شهرهای بزرگ شروع و امروزه به ترتیب از شهرهای درجه دو،سه و چهار در حال تعمیم به روستاها است،ارتباط موسیقی در جوامع سنتی با زندگی به این معناست که هر نوع موسیقی مربوط است با یک فعل و انفعالی از تولد تا مرگ که در آن جامعه صورت می گیرد،یعنی هیچ موسیقی ای بدون موضوع نیست ولی در شهرهای بزرگ(مثل تهران)موسیقی با هیچ چیز زندگی مردم ارتباط ندارد در خانه،ماشین،هتل،…. موسیقی گوش می کنیم و در واقع حجم پخش موسیقی به حدی است که کلافه کننده است ولی همه اینها سطحی بوده و با زندگی ارتباط ندارد. در این شهرها موسیقی جدی را هم تفننی گوش می دهند،یعنی از روی هوس،ولی موسیقی در جوامع سنتی اصلاً هوس نبوده …. امروزه در فرایند جدا شدن موسیقی از زندگی بسیاری موسیقی گوش می دهند که برقصند،برای اینکه شاد بشوند ولی در پشت این هیچ اعتقاد،تفکر،نگرش،زیبایی شناسی و معرفتی وجود ندارد ولی در مراسم سنتی و آیین ها این گونه نبود و امروزه موسیقی ارتباطش با حالات زندگی مردم و یا جلوه های معنوی گم شده است …. و البته این جریان،جریان جهانی است … الان ما ارتباطمان را با خیلی از جلوه های فرهنگی مان از دست داده ایم و خاستگاه بسیاری از پدیده های فرهنگی مان اساساً حذف شده و برداشت مردم هم از موسیقی بیشتر به برداشتی سطحی تبدیل شده است(درویشی،۱۳۸۴).
۲-۲۳-۱ .نظریه های مربوط به موسیقی
شو پنهاور[۱۰۲] بر این عقیده است که تمام هنرها در فرازگاه خود می خواهند به مرحله موسیقی برسند،چه تنها در موسیقی است که هنرمند می تواند بی واسطه با دریافت کنندگان خود ارتباط برقرار کند. نیچه می گوید: “اگر موسیقی نبود زندگی هیچ می بود.” گاستن(۱۹۶۸)موسیقی را یک رفتار انسانی می داند و توماس(۱۹۷۴)می نویسد نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان(انصاری مقدم،۱۳۷۲ ؛ نقل از زاده محمدی،۱۳۷۱).
موسیقی به تخیلات و خاطرات خود آگاه نیرو می بخشد به گفته وی منشا فرهنگی موسیقی در غلبه بر اصوات هولناک محیط زندگی پیش از تاریخ است(انصاری مقدم،۱۳۷۲).
صوتهایی که توسط انسان های اولیه برای بیان واکنش های عاطفی به محرک های خارجی به کار می رفت تبدیل به ملودی گردید. در این راه بعضی خصوصیات نظیر اختلاف طنین و توالی زیر و بم را کسب نمود به این ترتیب منشا میزان های موسیقی پیش از دوره کلامی است و منشا و سرچشمه آن در تجارت حسی – حرکتی اولیه از جمله درک ریتم داخلی بدن است.(ضربان قلب،نبض،نفس کشیدن،راه رفتن ….)ضرب سومین عنصر اساسی است و احتمالاً به وسیله انسان ها اولیه جهت استنباط اهمیت اصوات مورد استفاده قرار گرفته است. هارمونی عبارت از ترکیب هنرمندانه نت های موسیقی است و عنصری است که بعدها پیدا شده است و جنبه کلامی دارد انسان هوشمندانه طوری،ریتم،ضرب و هارمونی را با یکدیگر ترکیب کرده و به اشکال متنوع و پیچیده ای از شکل هنری که به موسیقی معروف است دست یافت(کاس[۱۰۳]،۱۹۷۶ ؛ نقل ازانصاری مقدم،۱۳۷۲).
هگل موسیقی را حد اعلای هنر و احساس می داند،قدما موسیقی را متکی بر ریاضیات و قسمتی از فلسفه به شمار آورده اند. ابو علی سینا موسیقی را جزء چهارم حکمت ریاضی و در ردیف حساب و هندسه و هیئت قرار داده است. موسیقی نماینده ذوق و ترجمان تجلیات است. افلاطون علم الحان را مبدا کلیه علوم می انگارد. مونتسکیو معتقد است که یونانی ها از کلمه موزیک کلیه صنایع ظریفه را اداره می کنند. عدم انس و آشنایی با موسیقی نقص تربیتی به شمار می رود(رازانی،۱۳۴۲).
۲-۲۳-۲ .تاریخ موسیقی در ایران
فرهنگ ایران نیز به قدمت نژاد هنرمند آریایی و به موجب آثار جاودانی که بر دل سنگ نقش بسته قریب سی قرن از زندگانی افتخارآمیز و پر نشیب و فراز آن می گذرد. هخامنشیان خاصه ساسانیان به هنر و موسیقی و صنایع ظریفه دلبستگی داشتند و بر اثر تشویق آنان آهنگ سازانی بزرگ و طریقه خاصی در موسیقی به وجود آمد. از هنرمندان به نام آن دوره می توان از افرادی چون: بامشاد،رامتین،نکیسا،سرکش و سرمک،آزاد دارچنگی،کوسان و نواگر یاد کرد. اما در دوره سلسله صفویه مصادف با قرن دهم هجری موسیقی مانند سایر رشته های هنری و ادبی غیر مذهبی در پرده نیسان محو شد.
جنگ و جدال های داخلی و خارجی و توجه شدید و متعصبانه به خاندان صفوی به عالم دین و مبارزات طولانی ایرانیان و دولت همسایه عثمانی برسر تشیع و تسنن و رواج این فکر نادرست و شتابزده و بی مطالعه که موسیقی در دین اسلام حرام شده است،خود قسمتی از علل و موجبات رکود و سکوت هنر موسیقی است،موسیقی به طور پنهانی و نادر و جسته گریخته در چهاردیواری منازل برخی از بزرگان و اعیان و بزرگ زادگان اشراف روشنفکر باقی ماند. در ایران همیشه رسم بر آن بود که خانواده های متمکن جزو معلمین و اساتیدی که برای افراد خانواده و فرزندان خود استخدام می کردند موسیقی دانانی هم در استخدام داشتند که فنون موسیقی را به فرزندان و سایر افراد علاقمند وابسته به آنها می آموخت و این آموخته ها سینه به سینه به نسل های بعدی سپرده می شد(رازانی،۱۳۴۲).
پس از ظهور اسلام و گرویدن مردم ایران به دین مقدس،بسیاری از فرهنگ عرب نظیر فن سپاهی گری،کشورداری،مستوفی گری،ساختمان و معماری،شعر و شاعری،نقاشی و طراحی،موسیقی و غیره … شدیداً تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفت و از جمله موسیقی بود،. که از این زمان به بعد موسیقی عرب از موسیقی ایران نشات گرفت و ابتدا از سراسر عربستان گذشت،پس به شمال آفریقا و اروپا هم راه یافت و به همین منظور موسیقی اسپانیا در اروپا به موسیقی ما از جهات بسیاری شبیه است و از طرف دیگر در حال حاضر می بینیم که موسیقی عرب دارای الحان و نعماتی است که نام های ایرانی دارند مانند: شور،نوا،ماهور،اصفهان و ….(نصیری فر،۱۳۷۲).
در زمان حکومت مادها در ایران موسیقی با ستاره شناسی همراه بود و در زمان هخامنشیان سه نوع موسیقی در ایران معمول بوده که عبارت بودند از موسیقی: مذهبی،رمزی،بزمی. یکی از دستگاههای نشاط انگیز و پر بار موسیقی ایرانی که از عهد باستان به یادگار مانده دستگاه ماهور و خسروانی که روشنگر قدرت و عظمت این هنر ارزنده و سوق انگیز نیاکان ما می باشد. جای بسی تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و ویرانگری های ملل بیگانه و وحشی و به یغما رفتن گنجینه های ادبی این مرز و بوم هنوز آثاری چنین پربها و چشمگیر برای ملت ما بر جای مانده است و بر ما است که همچنان در حفظ و حراست آن کوشا باشیم و ثابت نماییم که تنها نسلی از اقوام روی زمین هستیم که دارای تاریخ و فرهنگ و هنر مدونی می باشیم. در قرون وسطی حتی قرن ۱۳ مسیحی که اصول و قواعد موسیقی حتی با ترجمه کتاب های فارابی در اروپا انتشار یافت،اروپائیان که هنوز پایبند موسیقی یونانیان بودند تنها موفقیتی که به دست آوردند موفق شدند پنج خط حاصل را که هنوز هم متداول است ابداع نمایند ولی باید گفت هنوز از عهد ثبت و تدوین موسیقی های متنوع مشرق زمین به خصوص دستگاههای وسیع و گوناگون موسیقی ایرانی بر نیامده اند به همین دلیل است که دانشگاههای جهان طالب شناخت هنر و به خصوص موسیقی سنتی ایرانی برآمده اند.(نصیری فر،۱۳۷۲).
۲-۲۳-۳٫ متقدمان موسیقی در ایران
ابونصر محمدبن طرخان بن اوزلغ فارابی در سال ۲۶۰ هجری در «وسیج» واقع در یکی از نواحی ایران که «فاراب» نام داشت زاده شد. ظاهراً همانجا بود که تعلیم آغاز کرد،هوش بسیار و استعداد شگرف او در کار موجب شد که خیلی زود سر برکشد و بعدها به دنبال ارسطو که «معلم اول» بود «معلم ثانی» لقب گیرد. وی مانند کندی آثار بی شماری تالیف کرده است و این فیلسوف نمایشگر شاخه شرقی مکتب اسکولاستیک اسلامی هستند. بعدها ابن رشد و ابن باجه نمایندگان بخش غربی این مکتب گردیدند. بعد از کندی،فارابی نخستین فیلسوف مسلمانی است که درباره تئوری موسیقی دست به تالیف زده است. او می گوید که آثار تئوری دانان یونانی را مطالعه کرده است اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده اند،ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند(آذرنوش،۱۳۷۵).
صفی اموین عبدالمومن بن یوسف ابن فا خراموی(۶۱۳-۶۹۳ هجری)از دانشمندان بزرگ موسیقی ایرانی و از علمای برجسته قرن هفتم این کشور است. او از کودکی برای کسب دانش به مدرسه متنصریه بغداد رفت و در حسن خط و نواختن بربط از مشاهیر زمان خود گردید. از شاگردان وی می توان از شمس الدین نهرودی،علی ستائی،حسن فراس و حسام الدین قتاح را نام برد و از آثار مهم وی رساله شرفیه یا رساله الشرفیه فی الغنا می باشد که به نام خواجه هارون صاحب دیوان نگاشته شده است و نسخه خطی نفیسی از آن که تاریخ ۶۷۴ بر آن مندرج است در کتابخانه برلن موجود می باشد و کتاب«الادوار فی الموسیقی» که به امر خواجه نصیرالدین طوسی و در ۱۵ فصل نگاشته شده است(آذرنوش،۱۳۷۵).
محمدبن محمود آملی متوفی در ۷۱۶ هجری صاحب کتاب نفیس نفائس الافنون و عرایس العیون که از هشتاد و پنج علم در اثر گرانبهای خود به فارسی در باب موسیقی نگاشته است از نظر او موسیقی به دو قسم عملی و نظری تقسیم می شود(آذرنوش،۱۳۷۵).
علامه قطب الدین محمود بن ضیاء الدین مسعود شیرازی ۷۱۰ هجری که از دانشمندان مشهور ایران است در کتاب خود که در علم ریاضی است شرحی مبسوط درباره موسیقی نگاشته است،مبحث موسیقی این کتاب بیشتر مستند بر اقوال ابونصر و صفی الدین است،او راجع به صوت و لوا حق آن و نسبت های ابعاد موسیقی و رابطه اصوات از نظر ریاضی و آوازها و برده شناسی آلات موسیقی و اوزان شعر و موسیقی مطالبی بیان کرده است(آذرنوش،۱۳۷۵).
شادروان مهدیقلی هدایت حاج مخبر السلطنه از موسیقی شناسان قرن اخیر بوده و دارای کتاب مبسوط بنام مجمع الادوار که نیز خلاصه ای از نوشته های فارابی و صفی الدین و ابن غیبی و سایر مصنفان بزرگ موسیقی ایران است،مرحوم هدایت رساله ابجدی را به اتکاء اقوال و نوشته ها و طرز عمل قدما به انضمام ابداعات خود نگاشته و به مدرسه عالی موسیقی تهران اهداء کرده است که با آنکه در برابر نت یا خط موسیقی بین المللی امروز دشوار است ولی مظهری از کوشش و فکر هنری او و گذشتگان کشور می باشد(آذرنوش،۱۳۷۵).
از موسیقی دانان و موسیقی شناسان دوران ما که هر یک منشا خدمات ارزنده ای برای این هنر عالیقدر ملی بوده و هنوز از کوشش گرانبهای شبانه روزی خود در راه اعتلاء و معرفی موسیقی ایرانی آنی فروگذار نمی نمایند می توان از آقایان علی نقی وزیری،روح ا… خالقی،دکتر مهدی فروغ،دکتر مهدی برکشلی،حسین باشیان و مرحوم ابوالحسن صبا به عظمت و نیکی یاد کرد(گل صباحی،۱۳۸۰).
۲-۲۳-۴ .وضعیت کنونی آموزش موسیقی در مدرسه های ایران
هنرها به عنوان یکی از پنج دستاور دانشی انسان در کنار ریاضیات و علوم،ادبیات و زبان،جامعه شناسی و مطالعات مربوط به آن و حرفه ها قرار می گیرد. امروزه کاربرد هنر به نوعی فراگیر مهم تلقی شده است که در علوم و حرف ردپا و نقش مهم آن را می توان نظاره کرد. ریاضیات،فیزیک و روانشناسی علومی هستند که به نوعی به موسیقی مرتبط هستند. امروزه موسیقی از حد یک سرگرمی یا هیجان فرا رفته به طوری که تأثیرات شناختی آن در افزایش توان ذهنی،تمرکز،مهارت حرکتی و هماهنگی حواس از فعالیت های دیگر هنرها بارزتر است(گل صباحی،۱۳۸۵).
آموزش موسیقی ملی و اروپایی نخستین رشته آموزشی هنری بود که در ایران به آن پرداخته شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی افراد و مراجع مختلف درباره موسیقی موضع گیری های مختلف اعمال شد اما در شرایط کنونی،بیش از گذشته به موسیقی توجه می شود و زمینه برای فعالیت موسیقی دانان کما بیش مهیا شده است. تا کنون در مدارس ایران،آموزش موسیقی به شیوه ای طبقه بندی شده و مشخص در برنامه آموزش هنر مدارس وجود نداشته است و اگر هم در برخی مدارس به این مهم پرداخته شود جزو دروس فوق برنامه محسوب می شود. متاسفانه در مدارس کشورمان چندان توجهی به وضعیت آموزش دروس هنری نمی شود و با وجود علاقه دانش آموزان به این دروس زنگ و ساعات دروس هنر چندان جدی تلقی نمی گردد،بیشتر مدارس امکاناتی برای آموزش و حتی شناخت موسیقی ندارند و در کل بر طبق دستور العمل آموزش و پرورش هیچ برنامه ای برای آموزش موسیقی و کلاس در نظر گرفته نشده است به طور مثال در راهنمای هنر سال پنجم دبستان ۱۳۵۳ یادآوری شده که وظیفه اصلی مربی تنها به هنر نقاشی و تمرین در جهت چند مبحث زیر بنایی مانند خط،نقطه و سطح محدود شود و هدف و برنامه ای برای آموزش و سرود و موسیقی به چشم نمی خورد. در کتاب راهنمای تدریس هنر کلاس های چهارم و پنجم ۱۳۶۴ فهرست موضوعی کتاب به شرح زیر است: بخش نقاشی،بخش خوشنویسی،بخش کاردستی،بخش سرود،بخش نمایشنامه و بخش داستان. همچنین آورده شده است که برای اجرای یک سرود همه دانش آموزان ناچارند از ریتم خاص آن سرود پیروی کنند،پیروی از ریتم باعث ایجاد هماهنگی در کارها و تقویت روحیه همکاری میان دانش آموزان می گردد. در طی سالهایی که کتاب مذکور مورد استفاده بوده اند اندک اندک به حذف بخش هایی از جمله بخش سرود دست زده شد،که به این ترتیب در سال ۱۳۷۳ کتاب آموزش هنر پایه پنجم دبستان و اول و دوم راهنمایی ۱۳۷۵ دیگر اثری از این بخش به چشم نمی خورد(رضایی،۱۳۸۸).
در مدارس کشورمان در حاضر،مربی پرورشی به عنوان سامان دهنده ی فعالیت های فوق برنامه معرفی می شود این مربیان معمولاً متخصص نیستند و دست اندرکاران مجموعه آموزش و پرورش معتقدند که یکی از دلایل عمده ی فقر آموزش موسیقی فقر نیروی متخصص است. در واقع تنها قدمی که فعلاً آموزش و پرورش در این زمینه برداشته است تهیه نوارهای سرود و قرار دادن آن در اختیار مدارس است که بسیار مورد استقبال قرار گرفته است(گل صباحی،۱۳۸۵).
۲-۲۳-۵ .آموزش موسیقی در دانمارک
آموزش موسیقی برای بچه های پیش دبستانی یک بحث عمده در دانمارک است و موضوعی است که در میان معلمان و سیاستمداران در مورد روش شناسی و برنامه تحصیلی مربوط به آن بحث اتفاق می افتد. بیش از ۵۰ درصد از کودکان پیش دبستانی دانمارک،بین ۱ تا ۵ سال به مرکز مراقبت روزانه می آیند و دانمارک رکود جهانی برای این مقدار زمان را دارد. بیشتر این بچه ها آموزش موسیقی را از معلمان کارآزموده موسیقی دریافت می کنند و بعد از ورود به مدرسه ابتدایی نیز از ادامه آموزش های موسیقی برخوردار می شوند. فرد پیشگامی بنام گزل(۱۹۷۵-۱۸۹۱)آموزش موسیقی به کودکان پیش دبستانی را مطرح کرد و از سال ۱۹۷۶ عملکرد موسیقی برای کودکان و بزرگسالان در دانمارک تصویب شد و به عنوان نخستین کشور در جهان دارای چنین عملکردی شد. اولین هدف آنان ایجاد رفاه و زمینه سازی برای رشد استعدادهای کودکان در زمینه های خاص است و همچنین سبب می شود تا دانش آموزان مهارتهای موسیقی عمده را به عنوان سهمی برای یادگیری مستمر رشد دهند.
زیرا هم در مدارس خصوصی و هم عمومی در رشد هوش – اجتماعی،فیزیکی و هیجانی بچه ها اثر دارد. کارل ارف[۱۰۴](۱۹۸۲-۱۸۹۵)عقاید فن تعلیم اُرف را برای آموزش کودکان پیش دبستانی در دانمارک به کار برد،با الهام از ارف بدیهه گویی،یک عنصر نوین در تعلیم موسیقی در مدارس عمومی دانمارک شده است. ارف تصور نمی کرد که همه موسیقی ها بایستی در خلال حرکت بیان شوند ولیکن از ارتباط بین ریتم و حرکت در کودکان آگاه بود،وی معتقد بود که از آنجائیکه بچه ها نمی توانند با ترانه هایی هماهنگ شوند که به صورت خالص شامل واژه ها و اصطلاحات کلامی هستند،پس بایستی آهنگ های ۲ تا ۵ نتی را قبل از آهنگ های ردیف بزرگتر یاد بگیرند،ارف به هماهنگی و وحدت حسی – حرکتی در آموزش موسیقی معتقد بود(هلگرسن[۱۰۵]،۱۹۹۷).
۲-۲۳-۶ .آموزش موسیقی در ژاپن
مدارس ابتدایی ژاپن در سال ۱۸۷۳ در زمان حکومت امپراتور می جی آغاز به کار کردند. امپراتور می جی تصمیم گرفت با تکیه بر آموزش و پرورش ژاپن را مدرنیزه کند و با جهان و مسائل بین المللی آشنا سازد در ابتدای امر دوره آموزشی اجباری برای کودکان ژاپنی چهار سال و آموزش آواز خواندن جزو دروس اصلی و اساسی آن بود. سرانجام حکومت ژاپن در سال ۱۸۷۹ موسسه موسیقی را در توکیو تاسیس کرد؛ اهداف این موسسه عبارت بودند از: ۱- مطالعه موسیقی سنتی ژاپن و سایر کشورها ۲- انتخاب مناسب ترین ترانه ها برای کودکان و آوردن آنها در کتاب های درسی ۳- آموزش معلم های موسیقی به طوری که آنها بتوانند موسیقی ملی ژاپن را ایجاد کنند. اولین کتاب درسی موسیقی به نام ترانه های دبستانی جلد ۱ در سال ۱۸۸۱ چاپ شد. چاپ کتابهای درسی موسیقی گام بسیار ارزنده ای بود که موسسه موسیقی در این زمینه برداشت و تأثیر بسیار عمیقی بر آموزش موسیقی در دبستانها و موسیقی بزرگسالان گذاشت(اینانلو،۱۳۸۸).
در سال ۱۹۱۰ وزارت آموزش و پرورش ترانه های کودکانه را جمع آوری کرد و در سال ۱۹۱۸ بسیاری از آنها به رهبری شی نی چی سوزوکی[۱۰۶] در مجله ای به نام پرنده سرخ جمع شدند. پس از سالهای ۱۹۵۰ که دوران بازسازی ژاپن آغاز شد بسیاری از والدین برای آموزش فرزندان خود اقدام به خرید پیانو،و ویولن و سایر آلات موسیقی کردند. از سالهای ۱۹۶۰ به بعد موسیقی دان های ژاپنی توانستند در بسیاری از مسابقات بین المللی موسیقی،مدال های مختلفی را به دست آوردند و این روند سال به سال از سرعت بیشتری برخوردار شد. در ظرف ۱۵ سال گذشته ژاپن یکی از مهمترین کشورهای پرورش دهنده موسیقی دان های برجسته موسیقی کلاسیک است. و این فرایند پر بار شدن موسیقی در طی سالهای اخیر همچنان ادامه دنسته است(رضایی،۱۳۸۸).
۲-۲۳-۷٫ معرفی روش آموزش سوزوکی
شی نی چی سوزوکی،معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی زندگی خود را وقف آموزش موسیقی به کودکان کرد،توانایی کودکان در جذب و شبیه سازی زبان مادری او را ترغیب کرد تا زندگی کودکان را از طریق موسیقی غنی تر سازد او معتقد بود که توانایی موسیقیایی استعدادی ذاتی نیست بلکه قابلیتی است که می توان آن را پرورش داد. سوزوکی اصول اساسی و اولیه اکتساب زبان را برای فراگیری موسیقی به کار گرفت و متد خود را به روش آموختن زبان مادری و یا پرورش استعداد تنظیم می کرد. وی معتقد بود که کودکان کم سن قابلیتی ذاتی و طبیعی برای انطباق با محیط دارند. بنابراین اگر ما این دوره زندگی را از دست بدهیم بسیار دشوار خواهد بود که به نتایج آموزش های آن دوره دست یابیم،چرا که این سالها در رشد و تکامل فرایندهای ذهنی و هماهنگی عضلانی کودک خردسال بسیار مهم است. به طور کلی هدف از تعلیم به روش سوزوکی کمک به کودک است تا به شادی و خوشبختی،جرات و اعتماد به نفس،انضباط،قدرت تمرکز،نیروی عزم و اراده برای امتحان دشواری ها و احترام به خود و دیگران را فرا گیرند. هدف اولیه دکتر سوزوکی هرگز این نبود که به کودکان تنها چگونگی نواختن سازها را بیاموزد بلکه او از تأثیر بی نظیری که موسیقی می تواند در همه مراحل یادگیری داشته باشد دفاع کرده است . او معتقد بود که با محیط مناسب و طی مراحل آموزشی صحیح از طریق موسیقی می توان قدرت درک تفاهم و حساسیت را در کودکان بالا برد و برای کودک زندگی بهتر و برای همه ما دنیای بهتر را به وجود آورد. طرز فکر و عقیده سوزوکی در آموزش صلح و آرامش و درک و تفاهم از طریق موسیقی به تدریج قبول شده است،حال هزاران کودک از دور دنیا می توانند گردهم آیند و با هم بنوازند و به وسیله زبان موسیقی بر موانعی چون فرهنگ ها و زبانهای گوناگون غلبه کنند با ورود به سال ۲۰۰۱ که سال گفتگوی تمدن ها نامیده شده و به موسیقی به عنوان زبان جهانی برای گفتگوی تمدن ها توجه شده است جنبش،پرورش استعداد شعار خود را کمک به دوستی های بین المللی از طریق موسیقی قرار داده است(خرسند،۱۳۸۰).
روش سوزوکی تداعی کننده کاربردهای آموزشی مکتب روانشناسی گشتالت است که در نظام های آموزشی بعضی از کشورهای رایج است. مختصراً این که در شیوه گشتالتی همراه با آموزش جزء،کل را نیز به کودک عرضه می کنند. مثلاً وقتی حرف «م» را به کودک می آموزند کلمه «مادر» را همراه با جزء در یادیگری موسیقی کودکان غالباً به خاطر توجه و تمرکز فراری که دارند موثر است وقتی کودک کل ملودی ساده ای را می شوند و جای هرنت آن را بر روی ساز خود پیدا می نماید آمادگی و حوصله بیشتری برای پیدا کردن و فهمیدن اجزاء درون کل پیدا می کند(زاده محمدی،۱۳۸۴).
۲-۲۳-۸ .مبانی اساسی موسیقی
سه مبنای اساسی موسیقی یعنی ریتم،ملودی و هارمونی مواد جدائی ناپذیر آن می باشند که با زندگانی ذهنی – روانی و حسی انسان پیوند ناگسستنی دارند. هر کدام از این سه عامل خود به عامل دیگری تقسیم می شوند به عنوان مثال – ریتم،توسط سرعت،کنش های مختلف اصوات. ملودی توسط فواصل بین صداها،صداهای مطبوع و نامطبوع و هارمونی توسط فواصل هارمونیک،آکوردها و جمله بندی های موسیقی هر کدام از این سه عامل در آموزش موسیقی نه به عنوان عوامل ساده موسیقیایی بلکه بایستی به عنوان عوامل تشکیل دهنده زندگی یک انسان به حساب آیند (پورمندان،۱۳۸۱).
– ریتم: در آموزش موسیقی کودک،ریتم اولین جایگاه را به خود اختصاص می دهد. ریتم در واقع آمیخته ای است از عوامل مختلفی چون رکت،نظم،ساختمان،فرم،غریزه،قدرت،تکرار،تناوب،قرینه سازی،شدت و کشش و غیره. ریتم یکی از عوامل زندگی است که منبع حقیقی آن را می توان در حرکات بدن جستجو کرد. ریتم زنده است،و این زنده بودن را از سه جزء جدائی ناپذیر یعنی زمان،شدت و حرکت به دست آورده است که این سه عامل خود ماهیتی و زنده و طبیعی است باید نزد تمام کسانی که می خواهند موسیقی را آغاز کنند گسترش یابد،بنابراین عوامل طبیعی – ریتمیک انسان همچون راه رفتن،نفس کشیدن و یا ضربان های بدن بکار گرفته می شوند تا حس ریتم را گسترش دهند. وجود ریتم در کلمات،به آموزش زبان به کودکان کمک شایسته ای می کند. ریتم کلمات می تواند اشتباهات گفتاری کودکان را به طرز قابل توجهی تصحیح نماید(پورمندان،۱۳۸۱).
در آموزش ریتم،سازهای ضربی یا به اصطلاح کوبه ای نقش مهمی بازی می کنند. این مرزها که از نقطه نظر فیزیکی و توانائی کودکان از آن جهت که آنان برای نواختن این گونه سازها از دست و نه از انگشت استفاده می کنند،دارای اهمیت فراوان می باشند. ساز پیانو به مثابه وسعت صوتی بالا و قدرت ریتمیک بسیار می تواند نه تنها به عنوان یک ساز ملودیک بلکه به صورت یک ساز ریتمیک به کار گرفته شود(پورمندان،۱۳۸۱).
– ملودی: دومین عامل موسیقی ملودی است که شاید بتوان آن را از نظر روان شناسی کودک حساس ترین عامل دانست. ملودی همیشه مشخص ترین خصوصیت موسیقی باقی خواهد ماند. چرا که یک ملودی که از یک احساس و شور درونی برخاسته شده است و نه از یک عامل فیزیکی،در بارور سازی زندگی و حس درونی کودک می تواند نقش اساسی ایفا کند.(پورمندان،۱۳۸۱).
منبع عظیم ملودی را در حقیقت می توان در احساسات و هیجانات خود جستجو کنیم. آنچه بی شک تمامی انسان ها را با کنار گذاشتن تمام گوناگونی ها می تواند پیوند دهد،همانا این حس روانی مشترک است که یک سرود تهییج کننده همه را تهییج می کند و یک ترانه غم انگیز همه را محزون. ملودی موسیقی کودک آمیخته ای است از ریتم و صدا در قالب آواز. بنابراین آنچه در موسیقی کودک بیش از هر چیز اهمیت می یابد آواز است،بنابراین آوازها را اساسی ترین بخش و آموزش آن را حساس ترین قسمت ها می دانیم(پورمندان،۱۳۸۱).

یک مطلب دیگر:   مطبوعات و اخلاق رسانه ای تحلیل محتوای اخبار روزنامه های کیهان، ایران، شرق ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

You may also like...